به سراغ من اگر می آیید،

به سراغ من اگر می آیید،

 

پشت هیچستانم.

 

پشت هیچستان جایی است.

 

پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصدهایی است

 

كه خبر می آرند، از گل واشده دور ترین بوته خاك.

 

روی شن ها هم، نقش های سم اسبان سواران ظریفی

 

است كه صبح

 

به سر تپه معراج شقایق رفتند.

 

پشت هیچستان، چتر خواهش باز است:

 

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،

 

زنگ باران به صدا می آید.

 

آدم اینجا تنهاست

 

و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است.

عاشقانه

پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسید
من به او خندیدم
کمی آزرده و حیرت زده گفت
روی دیوار و درختان دیدم
باز هم خندیدم
گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه
پنج وارونه به مینو میداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسید
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم
بعدها وقتی غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بی گمان می فهمی
- پنج وارونه چه معنا دارد

...

 الهی

گاهی

نگاهی...

 

سيب ها را همه را من چيدم

سيب ها را همه را من چيدم

همه ي آنها را با اشتياق با يكديگر خورديم.

تنها يك سيب برايمان مانده است

به اميد اينكه بيرونمان كنند،

آخرين سيب را گاز خواهم زد.

وقتي كه بيرونمان كردند،

من و تو

دنيايي ديگر خواهيم ساخت

و خورشيد

چشمان تو خواهد بود.

دنیا...

مي گذارد قلم سر به گوش تراش

 آرام زمزمه مي کند.. "درد"

 درد خويش...

به صفر شک نمي کنم 

 چقدر تو خالي ست !!

يقين مي کنم يک

 چقدر تنهاست !!!

.

نمي دانم...

 دنيا......

دنيا پر از خالي تنها ست؟

 

تفاوت های خیلی جالب دختران در ایران و آمریكا (طنز)

جنس: دختر

مكان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده

سن: بین بیست تا بیست و پنج

تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دكترای میكروبیولوژی

موضوع پایان نامه: تاثیر میكرو ارگانیك های هوازی در محافظت گیاهان شاخه كریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی

یك صحنه در حال فعالیت: دراز كشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یك گیاه 4.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت 7 ساعت.

فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریكا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی "فمینیست های مذكر گرا" ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ كالیفرنیا….

آخرین باری كه یك مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی كه در اتاق انتظار دفتر یك وكیل زن نشسته بود.

نوع لباس: شلوار جین..كفش كوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now

نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیكور پدیكور چیست!!

قد: مایكل جكسون منهای 20 سانت

تاثیر وزنی: روی كاپوت بیفتد موتور پایین می آید

تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا

موضوع قالب اس ام اس: "رسیدی خونه عزیزم؟"

موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد

موسیقی مورد علاقه: كانتری

بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب

محتویات داخل كوله: دستمال كاغذی، گوشی موبایل بلك بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینك دودی، دو سه تا خودكار، یك هندبوك رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو
.......


ایران :

جنس: دختر

مكان: شمال غرب تهران، ایران

سن: بین بیست تا بیست و پنج

تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الكترونیك ، دانشجوی لیسانس كامپیوتر شاخه نرم افزار

موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر

یك صحنه در حال فعالیت: دراز كشیده به پشت روی تخت، با خودكار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود.

فعالیت های اجتماعی: تجمع در یك 206 با همكلاسی ها و كل كل دست فرمان با پسری كه تویوتا كمری دارد.

آخرین باری كه یك مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی دوستان و همین الان

نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشكی با عكس "50 سنت" ، كتانی به سایز 52

نوع آرایش:

لب : بریتنی

مو: كامرون دیاز

تتو ابرو: آنجلینا جولی

سایه: شقایق فراهانی

قد: یك چهار پایه + 20 سانت

تاثیر وزنی: روی كاپوت ماشین بیفتد…. دوباره بر می گردد بالا !

تعداد اس ام اس دریافتی: روزی 167 تا

موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حكومت، لباس، جك، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ،سلامت جسمی روحی و كلمات قصار آنتونی رابینز

موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ

موسیقی مورد علاقه: هیوی متال

بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوكی استخوان، ریزش مو، عرق كف دست، پرخاشگری

محتویات داخل كوله: كبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاك ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یك اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یك بسته اولترا لایت

دو روز مانده به پایان جهان...

دو روز مانده به پایان جهان ، تازه فهمیده که هیچ زندگی نکرده است.تقویمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده و باقی مانده بود،پریشان شد.

آشفته و عصبانی نزد فرشته مرگ رفت تا روز های بیشتری از خدا بگیرد.

داد زد و بد وبیراه گفت!فرشته سکوت کرد.

آسمان و زمین را به هم ریخت!فرشته سکوت کرد.

کفر گفت و سجاده دور انداخت!فرشته سکوت کرد.

به پرو پای فرشته پیچید!فرشته سکوت کرد.

دلش گرفت و گریست به سجاده افتاد!

این بار فرشته سکوتش را شکست و گفت:بدان که یک روز دیگر را هم از دست دادی!تنها یک روز دیگر باقی است.بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن!

لابلای هق هقش گفت:اما با یک روز...با یک روز چه می توان کرد؟؟؟

فرشته گفت:ان کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند،گویی هزار سال زیسته است و ان کس که امروزش را در نیابد،هزار سال هم به کارش نمی ایدو انگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت:حالا برو و زندگی کن.

او مات و مبهوت بهزندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می درخشید،اما می ترسید حرکت کند!می ترسید راه برود!نکند قطره ای از زندگی از لایه انگشتانش بریزد.قدری ایستاد!بعد با خود گفت:وقتی فردایی ندارم نگاه داشتن این زندگی چه فایده ای دارد؟بگذار این یک مشت زندگی را خرج کنم.

ان وقت شروع به دویدن کرد.زندگی را به سر و رویش پاشید.زندگی را نوشید و بویید و چنان به وجد امد که دید می تواند تا ته دنیا بدود،می تواند پا روی خورشید بگذارد و می تواند...

او در آن روز اسمان خراش بنا نکرد،زمینی را مالک نشد، مقامی را بدست نیاورد،اما ... اما در همان روز روی چمن ها خوابید،کفش دوزکی را تماشا کرد،سرش را بالا گرفت و ابرها را دید.

به انهایی که نمیشناختش سلام کردو برای انان که دوستش نداشتند از ته دل دع کرد.

او همان یک روز آشتی کرد و خندیدو سبک شد و لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کردو تمام شد.

او همان یک روز زندگی کرد اما فرشته ها در تقویم خدا نوشتند :او در گذشت،کسی که هزار سال زیسته بود.


شجاعت یعنی چه؟؟؟

در یکی از دبیرستانهای تهران هنگام برگزاری امتحانات سال ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا داده شد که شجاعت چیست؟

محصلی در قبال این موضوع فقط وشته بود:شجاعت یعنی این.و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بودو رفته بود!

اما برگه ی ان جوان دست به دست دبیران گشته بود همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفید او 20 دادند فکر میکنید اون دانش اموز چه کسی میتونه باشه ؟؟؟؟دکتر علی شریعتی

طالع بینی اشکال هندسی

مربع:

افرادی که شکل مربع را انتخاب می کنند کسانی هستند کخ در یک محیط پایدار بیشترین احساس ارامش را دارند و مسیر کارهایشان کاملا واضح است.چنین اشخاصی محافظه کارند و دوست دارند همه چیز مرتب و منظم باشد.وظیفه شناس هستند و اگر کاری را به انها محول کنید انقدر روی ان وقت می گذارند  تا تمام شود حتی اگر کاری تکراری و طاقت فرسا باشد و مجبور شوند به تنهایی انرا انجام دهند.

مستطیل:

اصولگرایی مشخصه بارز این افراد است.انها نیز نظم و ترتیب را دوست دارند ولی انها را بیشتر از طریق سازماندهی انجام می دهند.این امر سبب می شود که راه ههای مناسبی انتخاب و همه قواعد و مقررات را بررسی کنند.اگر وظیفه ای را به این اشخاص محول کنید ابتدا انرا بخوبی سازماندهی میکنند تا اطمینان یابند که به طور اصولی اجرا خواهد شد.

مثلث:

اشخاصی که شکل مثلث را انتخاب می کنند هدف گرا هستند. انها از انجام برنامه ریزی قبل از انجام کارها لذت می برند و به طرح موضوعات و برنامه های بلند مدت و بزرگ تمایل نشان میدهند اما ممکن است جزئیات را فراموش کنند.اگر کاری را بر عهده انان بگذارید ابتدا هدفی را برای انان تعیین و سپس با برنامه ریزی کار را اغاز میکنند.

دایره:

چنین افرادی اجتماعی و خوش صحبت هستند هیچ لحن خشنی ندارند و امور راب ه وسیله صحبت کردن درباره انها تحت کنترل خود در می اورند.ارتباطات اولین اولویت انها در زندگی است. مطمئن باشید که اگر وظیفه ای به انها محول شوند انقد درباره ان صحبت می کنند تا هماهنگی لازم انجام شود.

منحنی:

خلاقیت در این قبیل افراد موج می زند و اغلب اوقات کارهای جدید و متفاوت را ارائه می دهند.نظم و ترتیب برایشان  کسل کننده است و اگر تکلیفی را برای انان در نظر بگیرید ایده های خوب و مشخصی را برای انها ابداع می کنند.

عاشقانه

سیـب از درخت افتاد

ستــاره از آسمـان

تــو از دماغ فیــل
... 
من از پل صـراط

گاهی فرقی نمیکند از کجا

سرنوشت مشترکی ست

ســـقــــوط ... !

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم , چتر نداشتیم , خندیدیم ، دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم ...


دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی . چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم . سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود ...
... 
و سومین روز چطور؟ 
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری . چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد

...... چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟ 
که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم . . .

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو . ..!

دکتر علی شریعتی