اگر كسي عاشق شما بود اما شما عاشق او نبوديد !؟

اگر كسي عاشق شما بود اما شما عاشق او نبوديد !؟


 
يكي از چالش‌هاي بزرگ عاطفي زماني است كه مورد توجه و محبت و عشق كسي باشيم كه هيچ حس خاصي نسبت به او نداريم. معمولاً افراد وقتي در چنين شرايطي قرار مي‌گيرند واكنش‌هاي متفاوتي از خود بروز مي‌دهند. از آنجا كه واكنش‌هاي معشوق بر فرد عاشق تأثير به سزايي دارد لذا بررسي اين واكنش‌ها از نظر تأثيري كه بر ديگري داريم، كاملاً با ارزش است.
برخي از افراد در مقابل موج محبت و عشق ديگري، عقب‌نشيني مي‌كنند و دچار ترس مي‌شوند. محبت ديگري و صميميت ديگري، آنها را مي‌ترساند و فراري مي‌دهد. عشق، آنها را مي‌ترساند. عشق براي اين افراد ترسناك و مخوف ظاهر مي‌شود. اين افراد معمولاً وقتي متوجه عشق ديگري مي‌شوند از او دوري مي‌كنند، اجتناب مي‌كنند و به صورت غيركلامي به او پيام مي‌دهند كه «نزديك نشو من تو را دوست ندارم». عشق آنها را به ياد خطر مي‌اندازد، خطري كه بايد از آن اجتناب كرد و از آن دور شد. عشق و صميميت آنها را به ياد سوء استفاده، رهاشدگي، بي‌اعتمادي، آسيب و… مي‌اندازد براي همين از آن مي‌گريزند و از آن دوري مي‌كنند. بسياري از ما در كودكي كسي را دوست داشته‌ايم كه بعدها به ما آسيب زده است؛ كسي را دوست داشته‌ايم كه از ما سوء استفاده كرده است و… همه اين خاطرات در ترس از صميمت تأثير به سزايي دارند. يكي از راه حل‌هاي اصلي براي رفع اين ترس‌ها، روان درماني است. نزديك شدن به ترس‌هاي كودكي توسط درمانگر، راه را براي كاهش اين گونه از ترس‌ها باز مي‌كند.
برخي ديگر در مقابل محبت و عشق ديگري فرار نمي‌كنند و نمي‌ترسند بلكه با پذيرش برخورد مي‌كنند، آنها از اينكه معشوق واقع شده‌اند و مورد عشق ديگري هستند بدون آن كه به او احساس خاصي داشته باشند، شادمان مي‌شوند، گويا نياز آنها به دوست داشته شدن ارضا مي‌شود. اين افراد معمولاً وقتي متوجه عشق ديگري مي‌شوند اجازه مي‌دهند كه او نزديك شود تا بيشتر و بيشتر عشق او را ببينند و به خودشان و ديگران ثابت كنند كه دوست داشتني هستند. پيام غيركلامي آنها اين است: «نزديك شو و مرا دوست بدار اما از من نخواه كه با تو ازدواج كنم». در برابر اين پيام، فرد عاشق پيام «نزديك شو و مرا دوست بدار» را حمل بر تمايل فرد به ازدواج و رابطه‌ي صميمانه مي‌كند. به همين دليل پس از مدتي پاي پيش مي‌گذارد و بحث ازدواج را پيش مي‌كشد و اميد كامل دارد كه هيچ مشكلي نخواهد بود اما دربرابر خواستگاري صريح عاشق، قسمت دوم پيام معشوق تازه به گوش مي‌رسد كه بنا نشد كه سراغ اين صحبت‌ها بروي. تو فقط مرا دوست داري و اين هم مشكلي نيست اما من با تو ازدواج نمي‌كنم، اينجاست كه فرد عاشق گيج مي‌شود و نمي‌تواند اين دو پيام را از هم تفكيك كند پيام «نزديك شو» براي عاشق به اين معناست كه من هم تو را دوست دارم و پيام اين كه «از من نخواه كه با تو ازدواج كنم» كاملاً در تناقض با پيام «نزديك شو» مي‌باشد. معمولاً افراد در اين زمان احساس مي‌كنند كه بازيچه قرار گرفته‌اند و مورد سوء استفاده واقع شده‌اند. برخي از افراد پيام «از من نخواه كه با تو ازدواج كنم» را حمل بر شرايط روحي و شرايط فعلي فرد مي‌دانند و با خود مي‌گويند، اگر صبر كنم ز قوره حلوا سازم. آنها بر اين اعتقادند كه او فعلاً اين نظر را دارد اما بعداً نظرش تغيير خواهد كرد چرا كه مرا دوست دارد. شاهد اين مدعا هم پيام‌هاي غيركلامي «نزديك شو» است. پس از اين معمولاً يك رابطه‌ي دوستانه‌ي طولاني مدت برقرار مي‌شود كه يكي به فكر ازدواج است و ديگري به ازدواج فكر نمي‌كند و اگر با درخواست ازدواج هم رو به رو شود با صراحت و اطمينان مي‌گويد كه «من گفته بودم كه با تو ازدواج نخواهم كرد». روابط دوستانه‌ي طولاني مدت و بي‌سرانجام تاحدودي حاصل يك چنين ارتباطي است.
برخي ديگر در برابر ابراز غيركلامي عواطف عاشقانه،‌بي‌تفاوت نشان مي‌دهند، خود را به ناديدن مي‌زنند، گويا كه هيچ اتفاقي نيفتاده است. اين افراد نمي‌خواهند خود را درگير چنين فضاهايي بكنند. چنين افرادي واكنش‌هاي غيركلامي را ناديده مي‌گيرند، ابرازهاي غيركلامي را انكار مي‌كنند و بي‌تفاوت از كنار آن مي‌گذرند. چنين افرادي معمولاً در پس اين بي‌تفاوتي رابطه را تنظيم مي‌كنند. در صورتي كه فرد عاشق بخواهد نزديك شود به او پيام‌هاي «دور باش!» مي‌دهند و هرگاه كه دور مي‌شود به او پيام مي‌دهند كه: « حالا ناراحت نشو مي‌تواني كمي به من نزديك شوي! پسر (دختر) خوب!» اين افراد معمولاً عاشق را سر در گم مي‌كنند. عاشق وقتي به آنها نزديك مي‌شود پيام «دور باش» دريافت مي‌كند و زماني كه دور مي‌شود پيام « مي‌تواني كمي نزديك شوي» دريافت مي‌كند. عاشق در مقابل چنين فردي با ترديد بسيار مواجه مي‌شود، نمي‌داند كه پيام صريح فرد چيست؟! وقتي مي‌خواهد برود به ياد پيام‌هاي «نزديك شو» مي‌افتد و زماني كه مي‌خواهد نزديك شود و خواستگاري كند، به ياد پيام‌هاي «دور باش» مي‌افتد. بهترين راه حل براي مواجهه با چنين افرادي بيان كلامي عواطف و درخواست پاسخ صريح از آنهاست.
به هر حال ما جزو هركدام از دسته‌هاي سه گانة بالا هم كه باشيم، سؤال اساسي اين است كه اگر كسي عاشق من بود اما من عاشق او نبودم با او چگونه برخورد كنم؟! آيا از او فرار كنم؟ يا اينكه او را بپذيرم اما با او ازدواج نكنم؟ و يا اينكه بي‌تفاوت نشان دهم، بدون طرد كامل و بدون پذيرش كامل؟!
اگر براساس تئوري روابط اصلي بخواهيم عشق را توضيح دهيم، وقتي يك نفر عاشق ماست، ما براي او يادآور تصوير يكي از افراد اصلي زندگي او هستيم و او به اين دليل به ما عشق مي‌ورزد كه «كودك درون» او در آن ارتباط به نحوي ناكام شده است و اكنون مي‌خواهد كه مشابه آن رابطه را با ما كه يادآور آن فرد اصلي هستيم، شروع كند تا شايد اين بار مشكلات و مسايل قبلي تكرار نشود. اگر يك كودك در يك بازي ببازد رفتار طبيعي او چيست؟ معمولاً كودكان اصرار مي‌كنند كه يكبار ديگر بازي كنند تا شايد اين بار برنده شوند اما اگر يكبار ديگر با آنها بازي كنيد و باز ببازند چه مي‌كنند؟! معمولاً دوباره اصرار مي‌كنند كه «فقط يكبار ديگر!» و سعي مي‌كنند كه دوباره بازي كنند و اگر دوباره ببازند معمولاً بازهم با التماس مي‌خواهند كه يكبار ديگر بازي كنند. اين دور، ادامه دارد تا زماني كه برنده شوند، آنگاه آرام مي‌گيرند و بازي تمام است. همين مسأله براي كودكاني اتفاق مي‌افتد كه در رابطه با پدر، مادر، برادر و خواهر احساس باخت كرده‌اند، احساس كرده‌اند كه در اين رابطه چيزي كم بود و به همين خاطر كودك درون سعي مي‌كند دوباره بازي كند تا شايد اين بار آن كمبود نباشد و اگر بازهم كم باشد دوباره بازي را تكرار مي‌كند و دوباره و دوباره تا وقتي كه احساس كند آن رابطه به تعادل رسيده است و ديگر مسأله‌اي نيست و مسأله حل شده است. اينك كودك درون احساس مي‌كند كه بالاخره برنده شد و بازي تمام مي‌شود.
وقتي كسي عاشق ماست با عشق خود به ما اين پيام را مي‌دهد كه «من تو را سالهاست كه مي‌شناسم تو يادآور يكي از افراد اصلي در كودكي من هستي اميدوارم در رابطه با تو كه يادآور او هستي، مشكلات قبلي تكرار نشود و من به تعادل رواني برسم». و زماني كه شما هيچ حس خاصي نسبت به او كه عاشق شماست نداريد به او اين پيام را مي‌دهيد كه «من تو را نمي‌شناسم، تو يادآور هيچ يك از افراد اصلي در كودكي من نيستي، من نيازي به تو ندارم پس لطفاً تعادل رواني مرا برهم نزن» وقتي كسي را كه عاشق ماست طرد مي‌كنيم، يعني از همان اول به او گفته‌ايم كه «تو درست فكر كردي من همانند آن فرد هستم، طرد كننده، پس تلاش كن تا بازي را ببري!» و او هم تلاش خواهد كرد و بازي ادامه خواهد يافت.
اما اگر او را به طور كامل بپذيريم يعني به او اين پيام را داده‌ايم كه «چه فرد بدي بوده است اما من مثل او نخواهم بود، تو خواهي ديد كه من چقدر با او متفاوتم و چقدر از او بهترم پس بيا و پذيرش مرا درياب و آن را احساس كن و آرام گير» اما وقتي به او احساس خاصي نداريم طبيعتاً در برابر او نمي‌توانيم عواطف راستيني را از خود بروز دهيم بنابراين دروغين بودن پذيرش ما آشكار خواهد شد و آن فرد اين بار با زخم‌هايي جديد بر پيكره زخم‌هاي كهنه قديمي بازي را خواهد باخت، حتي اگر هم با او ازدواج كرده باشيم.

اما اگر طرد نكنيم و به دروغ هم نپذيريم و تلاش كنيم كه توضيح دهيم به نظر مي‌رسد بازي چندان ادامه نخواهد يافت و در آخر نيز احساس باخت نخواهد بود. همانند زماني كه كودكي اصرار به بازي دارد اما شما براي او توضيح مي‌دهيد كه نمي‌توانيد بازي كنيد و بازي هم نمي‌كنيد. درست است كه او ناكام مي‌شود اما ناكامي او از اين خواهد بود كه چرا بازي شروع نشد و او به دنبال يك نفر ديگر خواهد رفت كه با او بازي كند. «بازي نكردن» بهتر از اين است كه به دروغ بازي كنيد اما بازي نكردن هم آدابي دارد شما ممكن است بازي نكنيد اما بدون توهين، بدون طرد و بدون اينكه احساس بدي ايجاد كنيد. اما ممكن است بازي نكنيد اما بازي نكردن شما به گونه‌اي باشد كه فرد، احساس توهين كند، احساس طرد كند و با احساس بد از شما جدا شود. انسان‌ها را محترم بداريم چه وارد زندگي ما بشوند و چه نشوند. آنها را به گونه‌اي پس نزنيم كه احساس بي‌احترامي، حقارت و خواري در آنها ايجاد كنيم. كه البته اگر كسي چنين كند توهين و تحقير و طرد او بدون دليل رواني در خود او نخواهد بود. زماني كه ديگري را طرد مي‌كنيم اين پيام را مي‌دهيم كه «از من دور شويد اي همه‌ي آنهايي كه ارزش مرا ندانستيد و سال‌ها پيش مرا از خود دور كرديد».

انسان‌ها را محترم بداريم چه وارد زندگي ما بشوند و چه نشوند. رابطه با ديگران هميشه راهي است براي خودشناسي، در رابطه با انسانهاست كه مي‌توانيم در آيينه‌ي ديگران، خودمان را و زندگي خودمان را ببينيم. وقتي از كسي بدم مي‌آيد مي‌توانم در آيينه‌ي او به جستجوي آن باشم كه چه چيزي در او هست كه از آن بَدَم مي‌آيد و آنچه از آن بدم مي‌آيد مثلاً كجا مرا آزار داده است؟ اين ويژگي در چه كسي بوده است كه من از آن بدم مي‌آيد؟! در گذشته اين ويژگي را و يا مشابه اين فرد را من كجا ديده‌ام و در گذشته چه بر من رفته است كه از اين ويژگي متنفر شده‌ام؟ رابطه هميشه بابي است براي آشنايي بيشتر با روابط اصلي كه در كودكي شكل گرفته است و مبنا و پايه‌ي ساير ارتباطها و روابط انساني است. اگر من از يك فرد مستبد و خودرأي بدم مي‌آيد درست است كه استبداد و خودرأيي بد است اما در كجاي زندگي من، استبداد و خودرأيي بوده است؟ چه كسي در گذشته‌ي من مستبد و خودرأي بوده است؟! اگر پدرم مستبد و خودرأي بوده است كجا و چرا از او بدم آمده است؟ از كدام رفتار او متنفرم و… همان گونه كه به عشق و عواطف مثبت خود توجه مي‌كنيد به طرد و نفرت خود نيز توجه كنيد و سعي كنيد ريشه‌هاي آن را درك كنيد كه اين نفرت و اين طرد از يادآوري و تداعي كدامين طرد و نفرت در گذشته‌ي من مي‌آيد. طرد و نفرت را وسيله‌اي كنيد براي شناختن خود و خودشناسي. اما به اختصار اگر كسي عاشق شما بود و شما عاشق او نبوديد سعي كنيد مطابق جدول زير عمل كنيد تا هم به ديگري آسيب كمتري برسد و هم به شما.


اما در صورتي كه عاشق يك فرد آزار دهنده بود و با رفتارها و عواطف خود شما را آزار مي‌داد و وارد حريم خصوصي شما مي‌شد، بايد اين بار مراقب «خود» باشيد و از خودتان مراقبت كنيد. در اين صورت مطابق موارد زير عمل كنيد.

1 ـ به او بگوييد كه رفتار او براي شما آزار دهنده است.
2 ـ از او فاصله بگيريد.
3 ـ از قدرت عاطفي خودتان براي ارجاع او به روان درمانگر يا مشاور استفاده كنيد.
4 ـ با قاطعيت به او بگوييد كه از شما فاصله بگيرد.
5 ـ در صورتي كه به رفتارهاي خود ادامه داد از راه‌هاي قانوني براي رفع مزاحمت او استفاده كنيد.

به یاد داشته باش....

به یاد داشته باش....



هميشه حرفي را بزن که بتواني بنويسي، چيزي را بنويس که بتواني امضايش کني و چيزي را امضا کن که بتواني پايش بايستي.

- آنانکه تجربه‌هاي گذشته را به خاطر نمي‌آورند محکوم به تکرار اشتباهند.

- وقتي به چيزي مي‌رسي بنگر که در ازاي آن از چه گذشته‌اي.

- آدم‌هاي بزرگ شرايط را خلق مي‌کنند و آدم هاي کوچک از آن تبعيت مي‌کنند.

- آدم‌هاي موفق به انديشه‌هايشان عمل مي‌کنند اما سايرين تنها به سختي انجام آن مي‌انديشند.

- گاهي خوردن لگدي از پشت، برداشتن گامي به جلو است.

- هرگز به کسي که براي احساس تو ارزش قايل نيست دل نبند.

-هميشه توان اين را داشته باش تا از کسي يا چيزي که آزارت مي‌دهد به راحتي دل بکني.

- به کساني که خوبي ديگران را بي‌ارزش يا از روي توقع مي‌دانند، خوبي نکن و اگر خوبي کردي انتظار قدرداني نداشته باش.

- قضاوت خوب محصول تجربه است و از دست دادن ارزش و اعتبار محصول قضاوت بد.

-هرگاه با آدم‌هاي موفق مشورت کني شريک تفکر روشن آنها خواهي بود.

- وقتي خوشبخت هستي که وجودت آرامش بخش ديگران باشد.

- به خودت بياموز هرکسي ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.

-هرگز براي عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه‌اي مي رسي که زندگيت را روشن مي‌کند.

- هرگاه نتوانستي اشتباهي را ببخشي آن از کوچکي قلب توست، نه بزرگي اشتباه.

-عادت کن هميشه حتي وقتي عصباني هستي عاقبت کار را در نظر بگيري.

- آنقدر به در بسته چشم ندوز تا درهايي را که باز مي‌شوند، نبيني.

- تملق کار ابلهان است.

- کسي که براي آباداني مي‌کوشد جهان از او به نيکي ياد مي کند.

- آنکه براي رسيدن به تو از همه کس مي‌گذرد عاقبت روزي تو را نیز تنها خواهد گذاشت.

- نتيجه گيري سريع در رخدادهاي مهم زندگي از بي‌خردي است.

-هيچ گاه ابزار رسيدن به خواسته ديگران نشو.

- از قضاوت دست بکش تا آرامش را تجربه کني.

- دوست برادري است که طبق ميل خود انتخابش مي‌کني .

کم کم یاد خواهی گرفت

تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را

اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر

و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند

و هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند.


کم کم یاد میگیری

که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری

باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه

منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی

که محکم باشی پای هر خداحافظی

یاد می‌گیری که خیلی می‌ارزی

کاش وقتی هجده سالم بود کسی این مسائل را به من میگفت!

کاش وقتی هجده سالم بود کسی این مسائل را به من میگفت!


کاش وقتی هجده سالم بود کسی این مسائل را به من میگفت!

1.خودتان را به اشتباه کردن متعهد کنید. اشتباهات به شما درس‌های مهمی یاد می‌دهد. بزرگترین اشتباهی که می‌توانید مرتکب شوید این است که هیچ کار نکنید چون می‌ترسید که اشتباه کنید. تردید نکنید—به خودتان شک نکنید. مهم این نیست که فرصتی برایتان پیش بیاید یا نه، مهم این است که ریسک کنید. هیچوقت 100% مطمئن نخواهید بود که خوب پیش می‌رود اما نمی‌توانید هم 100% مطمئن باشید که هیچ کار نکردن خوب است! و مهم نیست که نتیجه چه شود، همیشه همانطور که باید تمام می‌شود. یا موفق می‌شوید یا از آن درس می‌گیرید که هر دو آن به نفعتان است. یادتان باشد اگر هیچوقت دست به عمل نزنید، همیشه همان جایی که هستید باقی خواهید ماند.

2.کار سختی که دوست دارید را پیدا کنید. اگر می‌توانستم به خودم در 18 سالگی نصیحتی بکنم این بود که انتخاب شغلم را براساس ایده‌ ها، اهداف و توصیه‌های دیگران پایه‌ریزی نکنم. به خودم می‌گفتم رشته ‌ای را به این دلیل انتخاب نکنم که رشته‌ پرطرفداری است یا آنهایی که از آن فارغ‌التحصیل می‌شوند پول بیشتری در می‌آورند. به خودم می‌گفتم که بهترین انتخاب شغلی برای من بر یک نکته مهم و اساسی متکی است: کار سختی که از انجام آن لذت ببرم. تا زمانیکه با خودتان صادق باشید و علایق و ارزش‌هایتان را دنبال کنید، می‌توانید با این عشق به موفقیت برسید. و مهمتر اینکه دوست ندارید چندین سال دیگر متوجه شوید که روز و شبتان را به شغلی می‌گذرانید که هیچ علاقه‌ای به آن ندارید. پس اگر متوجه شدید که از هر ثانیه انجام هر کار سختی بالاترین لذت را می‌برید، دست از آن نکشید. چراکه وقتی روی علایقتان تمرکز کنید، کار سخت دیگر سخت نخواهد بود.

3.هر روز برای خودتان وقت، انرژی و پول هزینه کنید.وقتی برای خودتان خرج کنید، هیچوقت نمی‌بازید و به مرور زمان قسمت‌های ناراحت ‌کننده زندگیتان را تغییر خواهید داد. شما محصول چیزهایی هستید که می‌دانید. هرچه وقت، انرژی و پول بیشتری برای دست یافتن به علم و دانش برای خودتان هزینه کنید، کنترل بیشتری روی زندگیتان پیدا خواهید کرد.

4.هرازگاهی ایده ‌ها و فرصت‌های جدید را امتحان کنید.ترس طبیعی شما از شکست باعث می‌شود نخواهید چیزهای جدید را امتحان کنید. اما باید این ترس‌ها را کنار بگذارید زیرا داستان زندگی شما از این تجریبات کوچک و خاص ساخته می‌شود. و هرچه تجربیات شما خاص‌تر باشد، داستان زندگیتان جالب‌تر خواهد شد. پس تاجایی که می‌توانید تجربیات جدید به دست آورید و حتماً آن را با دیگران هم درمیان بگذارید.

5.وقتی مهارت‌های کاریتان را ارتقاء می‌دهید، روی کمتر، بیشتر تمرکز کنید. مثلاً ورزش کاراته را در نظر بگیرید، کمربند مشکلی خیلی هیجان ‌انگیزتر از کمربند قهوه ‌ای به نظر می‌رسد. اما آیا کمربند قهوه ‌ای هیجان ‌انگیزتر از کمربند قرمز نیست؟ شاید برای خیلی‌ها اینطور نباشد. یادتان باشد جامعه متخصصین را تا اوج بالا می‌برد. این تلاش و زحمت است که اهمیت دارد اما به این شرط که در جهت‌های مختلف پراکنده نشود. پس تمرکزتان را روی یاد گرفتن کارهای کمتر و استاد شدن در آنها باریکتر کنید.

6.آدم‌ها نمی‌توانند فکر بخوانند، به آنها بگویید که چه فکری می‌کنید. آدم‌ها هیچوقت نمی‌فهمند چه احساسی دارید مگر اینکه به آنها بگویید. رئیستان؟ بله، او نمی‌داند که آرزوی ترفیع دارید چون به او نگفته ‌اید. دختر زیبایی که دوستش دارید اما چون خجالت می‌کشید تابحال با او حرف نزده‌اید؟ بله، درست حدس زدید؛ بخاطر این روزش را در اختیارتان قرار نمی‌دهد که شما هم روزتان را در اختیار او قرار نداده ‌اید. در زندگی، باید با دیگران ارتباط برقرار کنید. باید دهانتان را باز کرده و با آنها صحبت کنید. باید به آدم‌ها بگویید که به چه فکر می‌کنید، به همین سادگی!

7.زود تصمیم بگیرید و زود وارد عمل شوید.اگر شما وارد عمل نشوید یا فرصت‌های جدید را امتحان نکنید، یک نفر دیگر اینکار را خواهد کرد. با نشستن و فکر کردن درمورد آن نمی‌توانید چیزی را تغییر دهید یا پیشرفت کنید. یادتان باشد، بین اینکه بدانید چطور کاری را انجام دهید و واقعاً آن را انجام دهید تفاوت زیادی وجود دارد. علم بدون عمل بی‌فایده است.

8.تغییر را قبول کرده و در آغوش بکشید. یک موقعیت بد باشد یا خوب، تغییر می‌کند. روی این می‌توانید حساب کنید. پس تغییر را در آغوش بکشید و بدانید که تغییر به دلیلی رخ می‌دهد. شاید همیشه اول کار ساده و واضح نباشد اما در آخر ارزشش را خواهد داشت.

9.درمورد اینکه دیگران درموردتان چه فکری می‌کنند نگران نباشید. در اکثر مواقع اینکه بقیه چه فکری درمورد شما می‌کنند اهمیتی ندارد. وقتی من 18 سالم بود، نظر همکلاسی هایم تاثیر زیادی در تصمیماتم داشت. و گاهی اوقات آنها من را از ایده‌ ها و اهدافی که شدیداً باورشان داشتم، دور می‌کردند. الان می‌فهمم این روش زندگی واقعاً احمقانه بود مخصوصاً وقتی می‌فهمم که تقریباً همه این افراد که ایده ‌هایشان برایم خیلی مهم بود دیگر بخشی از زندگی من نیستند. به جز وقتی که می‌خواهید یک تاثیر اولیه عمیق روی کسی بگذارید (مثلاً در یک مصاحبه شغلی، اولین قرار ملاقات اولیه و از این قبیل)، اجازه ندهید ایده ‌های دیگران سر راهتان قرار گیرد. اینکه آنها چه فکر می‌کنند و درموردتان چه می‌گویند اصلاً اهمیتی ندارد. آنچه مهم است این است که خودتان درمورد خود چه فکر می‌کنید.

10.همیشه با خودتان و دیگران صادق باشید. صادق زندگی کردن باعث آرامش فکر است و آرامش‌ فکر واقعاً ‌قیمتی.
11.در دانشگاه با آدم‌های زیادی درمورد کارتان حرف بزنید. رئیس‌ها، همکاران، پروفسورها و اساتید دانشگاه، همکلاسی‌ها، بقیه دانشجویان خارج از دایره اجتماعی شما، استادیارها، دوستان دوستانتان، همه! اما چرا؟ این یعنی شبکه ‌سازی حرفه‌ای. من از وقتی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، برای سه کارفرما کار کرده‌ام اما فقط با کارفرمای اول مصاحبه کردم. دو نفر بعدی قبل از اینکه حتی یک مصاحبه رسمی انجام دهم، بنابر توصیه یک مدیر (کسی که چندین سال شبکه حرفه ‌ای من بود) به من کار پیشنهاد کردند. وقتی کارفرماها می‌خواهند کسی را استخدام کنند، اولین کاری که می‌کنند این است که از کسانیکه می‌شناسند می‌پرسند که کسی را می‌شناسند که به درد آن مقام بخورد یا نه. اگر این شبکه حرفه‌ای را زود بسازید، خودتان را خوب جا خواهید انداخت. به مرور زمان، با افراد جدیدی در شبکه حرفه‌ ایتان آشنا می‌شوید و حرف می‌زنید و این افراد فرصت‌های تازه‌ای در اختیارتان قرار خواهند داد.

12.هر روز حداقل 10 دقیقه در سکوت بنشینید. از این زمان برای فکر کردن، نقشه کشیدن، برنامه ریختن و خیالپردازی استفاده کنید. تفکر خلاق در سکوت و تنهایی اتفاق می‌افتد. در سکوت می توانید افکارتان را بشنوید، به عمق وجودتان دست پیدا کنید و روی قدم منطقی بعدی زندگیتان تمرکز کنید.

13.زیاد سوال بپرسید. بزرگترین ماجراجویی ممکن، توانایی سوال کردن است. گاهی ‌اوقات در این فرایند، خودِ جستجو مهم‌تر از پاسخ‌هاست. پاسخ‌ها از دیگران، از جهان علم و تاریخ و از بینش و خرد عمیق درون خودتان سرچشمه می‌گیرند. این پاسخ‌ها اگر نتوانید سوالات درست را بپرسید هیچ‌وقت به ظاهر نمی‌آیند. درنتیجه، عمل ساده سوال کردن و پرسیدن سوالات درست، پاسخ اصلی است.

14.منابعی که در اختیار دارید را کاوش کنید.آدم‌های سالم وقتی یک فرد علیل را می‌بیند که نشانه ‌هایی از شادی احساسی بروز می‌دهد، تعجب می‌کنند. چطور کسی که چنین وضعیت فیزیکی محدودی دارد می‌تواند اینقدر شاد باشد؟ پاسخ در این است که چطور از منابعی که در اختیار دارند استفاده می‌کنند. استیو واندر نمی‌توانست ببیند، به همین دلیل از حس شنوایی خود برای موسیقی استفاده کرد و الان 25 جایزه بین ‌المللی از آنِ اوست.

15.پایین ‌تر از سطح معیشتتان زندگی کنید.یک زندگی راحت داشته باشید، نه یک زندگی تظاهری. برای تحت ‌تاثیر قرار دادن دیگران خرج اضافی نکنید. طوری زندگی نکنید که خودتان را گول بزنید که ثروت با اموال مادی سنجیده می‌شود. پولتان را عاقلانه مدیریت کنید تا پولتان شما را مدیریت نکند.

16.به دیگران احترام بگذارید و به آن‌ها حسی خوب منتقل کنید. در زندگی و کار، اینکه چقدر حرف می‌زنید مهم نیست، اینکه چطور باعث می‌شوید دیگران شاد شوند اهمیت دارد. به بزرگترها و کوچکترهایتان و همه آدم‌هایی که شایسته احترامند احترام بگذارید. با همه با همان سطح احترامی که با پدربزرگتان برخورد می‌کنید و با همان میزان صبری که برای برادر کوچکترتان صرف می‌کنید رفتار کنید.

17.در هر کاری بهترین باشید. اگر قرار نیست کاری را درست انجام دهید اصلاً چه دلیلی دارد آن را انجام دهید. در کار و در تفریحاتتان بهترین باشید. برای خودتان یک اعتبار ایجاد کنید، اعتبار انجام فوق ‌العاده هر کار.

18.کسی باشید که برای آن زاده شده‌اید.باید از قلبتان پیروی کنید و کسی شوید که قرار بوده بشوید. بعضی از ما زاده شده‌اید که موسیقیدان شویم. بعضی از ما شاعر به دنیا آمده‌ایم و بعضی دیگر به دنیا آمده‌ایم که تجارت کنیم. هرکاری که تصمیم می‌گیرید دنبال کنید را باید در همه نسوخ بدنتان حس کنید. زندگیتان برای برآوردن آمال و آرزوهای دیگران تلف نکنید.

اما از اینها گذشته، هرکجا که توانستید بخندید، هرکجا که باید عذرخواهی کنید و چیزی را که نمی‌توانید تغییرش دهید، رها کنید. زندگی کوتاه اما اعجاب‌انگیز است. از آن لذت ببرید.

قدرت و صلابت یك مرد + زیبایی یك زن

قدرت و صلابت یك مرد + زیبایی یك زن


قدرت و صلابت یه مرد در پهن بودن شونه هاش نیست
بلکه در این هست که چقدر میتونی به اون تکیه کنی و اون میتونه تو رو حمایت کنه.
قدرت و صلابت یه مرد این نیست که چقدر بتونه صداش رو بلند کنه
بلکه در اینه که چه جملات ملایمی رو میتونه تو گوشات زمزمه کنه.
قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چند تا رفیق داره
بلکه در این هست که چقدر با فرزندان خودش رفیق هست.

قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چه قدر در محیط کار قابل احترام هست
بلکه در این هست که چقدر در منزل مورد احترام هست.
قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چقدر دست بزن داره
بلکه به این هست که چه دست نوازشگری میتونه داشته باشه.

قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چند تا زن عاشقشن
بلکه به این هست تنها عشق واقعی یه زن باشه.

قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چه وزنه سنگینی رو میتونه بلند کنه
بلکه بستگی به مسائل و مشکلاتی داره که از پس حل اونا بر بیاد.

های پرشین دات کام
زیبایی یه زن به لباسهایی که پوشیده... ژستی که گرفته
و یا مدل مویی که واسه خودش ساخته نیست.
زیبایی یه زن باید از چشماش دیده بشه
به خاطر این که چشماش دروازه ی قلبش هستند، جایی که منزلگه عشق میتونه باشه.
زیبایی یه زن به خط و خال صورتش نیست
بلکه زیبایی واقعی یه زن انعکاس در روحش داره.
محبت و توجهی که عاشقانه ابراز میکنه
هیجانی که در زمان دیدار از خودش بروز میده
زیبایی یک زن هست
چیزی که با گذشت سالیان متمادی افزایش پیدا میکنه.

راهکارهایی برای دستیابی به جذابیت

 
راهکارهایی برای دستیابی به جذابیت
زیبایی شما کاملا به حالات فیزیکی و روحی شما بستگی دارد. اما نگذارید این موضوع بر شما غلبه کند. شاید تمایل داشته باشید که هر ماه یکی از این روش ها را بکار گیرید تا در طول سال زیبا به نظر برسید.

1- ورزش کنید :
اگر درباره ارجحیت های زیبایی می اندیشید ، هیچ چیز به اندازه برنامه ورزشی منظم تاثیر مثبت ندارد. اگر شما از شنا، والیبال ، تنیس یا دوچرخه سواری لذت می برید، سعی کنید که آن نظم را در آن ورزش دنبال کنید . حتی 30 دقیقه پیاده روی در روز تاثیر شگرفی در بر دارد.


2- مدلتان را عوض کنید :
با آرایشگرتان مشورت کنید که چه مدل موی دیگری به شما میاد. گاهی اوقات سالها کشیدن خط چشم به یک طریق یا استفاده از عطر یکسان باعث میشود خیلی سخت مدلهای جدید را بپذیرید .


3- کمدتان را مرتب کنید :
در کمدتان را بازکنید و ببینید چه لباس هایی را در 2 سال گذشته نپوشیده اید. آنها را کنار بگذارید و در مورد کشوی میز آرایشتان نیز لوازمی که خیلی وقت است استفاده نمی کنید دور بریزید.


4- سری به دکترتان بزنید:
دست کم سالی یکبار سری به پزشک و دندانپزشک خود بزنید. هیچ وقت نگذارید که بیش از 12 ماه از آخرین ویزیت شما با دندانپزشکتان بگذرد. دندان های سفید یکی از مهم ترین اصول زیبایی شماست.


5- همیشه یک وقت برای موهایتان داشته باشید :
موهای شما یکی از اصلی ترین پایه های زیبایی شماست. در هر قرار آرایشگاه ، قرار بعدی را هماهنگ کنید تا مطمئن شوید که به موهایتان سروقت میرسید.


6- به باشگاه ورزشی بروید:
تناسب اندام شما چقدر برایتان مهم است ؟ مطمئن باشید که همان قدر هم در انرژی جسمی و روحیه شما موثر است.


7- صحیح غذا بخورید :
درباره رژیم غذایی تان تجدید نظر کنید تا میزان انرژی تان را به حداکثر برسانید. اینکار را با حذف غذاهای مشخصی شروع کنید تا زمانی که به یک فرمول غذایی مناسب برسید. مواد غذایی کم چرب و کم شکر مصرف کنید تا به یک تعادل برسید.


8- یک تغییر بزرگ داشته باشید :
این تغییر حتی میتواند شامل بلوند کردن یا فر کردن موهایتان باشد.


9- مهربان باشید :
یک کار خیرخواهانه انجام دهید بی آنکه انتظار تلافی داشته باشید . اینگونه کارها باعث تغییرات مثبت بزرگی در احساس شما میشوند. رفتار مودبانه همیشه منجر به زیبایی درونی و بیرونی میشوند.


10- آب بنوشید:
مقدار زیادی آب بنوشید . نوشیدن مقدار زیاد آب در روز به لاغرهایی که میخواهند چاق شوند و چاق هایی که میخواهند لاغر شوند توصیه میشود. کارهای کوچک دیگری که باعث میشود رفتارتان بهتر شود را امتحان کنید. لبخند بزنید. به حرف دیگران گوش کنید، صاف بنشینید، در طول روز به بدنتان کش و قوس دهید...


11- یک هدف در نظر بگیرید :
هدفی را در نظر بگیرید که با سعی در رسیدن به آن از شر چند کیلو اضافه وزنتان خلاص شوید.


12- خوب بخوابید :
به اندازه کافی بخوابید. موقع شب خواب خوبی داشته باشید تا صورتتان شفاف شود. نور اطاق هنگام خواب باید در کمترین حد ممکن باشد. شب زودهنگام بخوابید و سحر گاه از خواب برخیزید تا انرژی های کیهانی که در جهان در هنگام صبح پخش میشوند به بدنتان برسد. اینکار از لحاظ علمی ثابت شده است.

نکاتی‌که پس از ازدواج، زنان باید رعایت کنند!

نکاتی‌که پس از ازدواج، زنان باید رعایت کنند!

 

 

راه‌کارهایی برای استحکام بیش‌تر خانواده
 
- به همسرتان توجه کنید :
بیش‌تر مردان دوست‌دارند که از مردانگی آنان تعریف و تمجید شود. وقتی مردی تحسین شود، مایل است به‌سرعت به آن پاسخ دهد. به او بگویید که چه همسر باقدرت و خوبی دارید و از این‌که او شوهر شماست، چقدر خوشحال‌اید. به شوهرتان بگویید او را همین‌گونه که هست، دوست‌دارید و حاضر نیستید او را با هیچ مرد دیگری در دنیا عوض کنید.
 
 
- شوهرتان را بابت کارهایی که انجام می‌دهد، تحسین کنید :
به‌طورنمونه وقتی او با بچه‌ بازی می‌کند، به او بگویید بچه‌ها چقدر خوشبخت‌اند که پدری مانند تو دارند...

 

 
- همسرتان را بابت آن‌چه می‌گوید، تمجید کنید :
به‌طور نمونه اگر او شوخ‌طبع است، به او بگویید شوخ‌طبعی او را دوست‌دارید و این‌حالت، موجب احساس نشاط در شما می‌گردد. اگر او اهل ریسک‌کردن است، به او بگویید شجاعت‌اش که پای هرچه اعتقاد دارد می‌ایستد را دوست‌دارید.
 
 
- هرگز شوهرتان را با مردان دیگر فامیل قیاس نکنید :
با مقایسه‌کردن او با دیگر مردان، از میزان صمیمیتی که بین شما و شوهرتان است، می‌کاهید.
 
 
- برای خودتان ارزش قائل شوید :
به خودتان احترام بگذارید. اگر عزت‌نفس داشته باشید، دیگران نیز به شما احترام می‌گذارند. به‌خاطر کارهای مثبتی که انجام می‌دهید، خود را تشویق کنید. اگر برای خودتان ارزش قائل شوید، از نظر روحیه، خانمی شاد و سرزنده می‌گردید و از نظر شوهرتان نیز فردی سرزنده و جذاب خواهید بود.
 
 
- هدیه‌ای بدون مناسبت برایش بخرید :
با دادن هدیه‌ای مانند دسته‌گل، پخت یک شیرینی خانگی، خرید یک جلد کتاب مورد علاقه‌اش و... غافلگیرش کنید.
 
- اگر شاغل هستید، هیچ‌وقت استطاعت مالی خود را به رخ شوهرتان نکشید :
همیشه به‌خاطر داشته باشید که پول و درآمد برای آسایش و رفاه زندگی‌ست و نباید زندگی را فدای آن کرد؛ بنابراین اگر هم در تأمین مخارج خانواده شریک هستید، طوری رفتار کنید که شوهرتان احساس کند سکان زندگی در دستان قدرتمند خودش است زیرا مردان دوست‌دارند که حالت رهبری داشته باشند.
 
 
- وضعیت مالی دیگران را با او مقایسه نکنید :
اگر همسرتان وضعیت مالی خوبی ندارد، هیچ‌وقت به او سرکوفت نزنید و اوضاع اقتصادی دیگران را به رخ‌اش نکشید. اگر شما مرتب به او غر بزنید، موجب می‌شود که اعتمادبه‌نفس‌اش را از دست بدهد و نتواند کارهایی را انجام دهد که وضعیت مالی‌اش خوب شود.
 
 
- همسرتان را عاشق کنید :
شما باید به‌گونه‌ای با همسرتان رفتار کنید که او از روابط با شما احساس قدرتمندی، توانایی و هوش کند. به‌طورمعمول اگر مردی در کنار زنی احساس خوبی نداشته باشد، او را ترک می‌کند و به‌سراغ دیگران می‌رود.
 
 
- بر روی امواج باشید :
اگر بتوانید خود را از قید امور یکنواخت و روزمره برهانید و درپی تلاش جدیدی باشید، به‌نفع زندگی مشترک‌تان خواهد بود.
 
- داغ دعوا و مشاجره‌تان را به دل دیگران بگذارید :
تمام زنان و شوهران عالم با هم اختلاف دارند اما زنان و شوهران خوشبخت، داغ دعوا را در دل دیگران به‌جای می‌گذارند و زمانی‌که با یکدیگر سر مسأله‌ی خاصی دچار اختلاف می‌شوند، در حضور دیگران با یکدیگر جنگ و نزاع نمی‌کنند اما در تنهایی می‌توانید با یکدیگر بحث کنید.
 
 
 
 
- از مشاوره در مورد مشکلات‌تان با هر کسی خودداری کنید :
شما می‌توانید اختلافات‌تان را با کسانی بگویید که صلاحیت حل مسأله را دارند و از عهده‌ی چنین امری برمی‌آیند. در درجه‌ی اول بهتر است خودتان راه‌حلی پیدا کنید، در غیراین‌صورت با کارشناسان خانواده و روان‌شناسان مربوطه گفت‌وگو نمایید.
 
 
 
 
- در مورد خواستگاران قبلی خود با او صحبت نکنید :
اگر شوهرتان اولین خواستگار شما نمی‌باشد، در ارتباط با خواستگاران قبلی خود زیاد توضیح ندهید. اگر هم مایل به صحبت هستید، از ابراز علاقه و مقایسه‌ی آنان، با شوهرتان سخنی بر زبان نرانید زیرا با چنین صحبت‌هایی، او فکر می‌کند شما هنوز علاقه‌مند به خواستگاران قبلی هستید.
 
 
- زمانی‌که شوهرتان به ‌غار تنهایی می‌رود، او را راحت بگذارید :
آقایان زمانی‌که مشکلات زیادی دارند، سعی‌می‌کنند با رفتن به ‌غار تنهایی و سکوت، مسائل‌شان را حل‌کنند. بهتر است در چنین مواقعی، با آنان صحبت نکنید و آزادشان بگذارید. خودش زمانی‌که از نظر احساسی و عاطفی متعادل شد، دوباره به سراغ‌تان می‌آید و با شما صحبت می‌کند.
 
 
- به تفاوت‌های اخلاقی یکدیگر احترام بگذارید :
قضاوت‌کردن درباره‌ی دیگری، تنها به این دلیل که روش زندگی‌اش با ما تفاوت دارد، کاری نادرست است. اگر به همسرتان بگویید «مطابق میل من لباس بپوش!» و یا «چرا مانند من صحبت نمی‌کنی؟» این پیام‌ها موجب می‌شود عشقی که در ابتدای زندگی‌تان احساس می‌کردید، از بین برود.
 
 
- به اقوام و فامیل‌های شوهرتان، احترام بگذارید :
در حضور شوهرتان نکات برجسته و مثبت اقوام‌اش را بیان کنید. با اجرای این شیوه، او نیز متقابلاً یاد می‌گیرد که به فامیل و بستگان شما احترام بگذارد.

دوست داشتن

هيچ کس به اندازه ي دکتر شريعتي از دوست داشتن، زيبا نمي گويد...



دوستت دارم‌ها را نگه مي‌داري براي روز مبادا،
دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

اين‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکي خرج کسي نمي‌کني!
بايد آدمش پيدا شود!



بايد همان لحظه از خودت مطمئن باشي و بايد بداني که فردا، از امروز گفتنش پشيمان نخواهي شد!



سِنت که بالا مي‌رود کلي دوستت دارم پيشت مانده، کلي دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسي نکرده‌اي و روي هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداري صندوقت را خالي کني.! صندوقت سنگين شده و نمي‌تواني
 با خودت بِکشي‌اش…
شروع مي‌کني به خرج کردنشان!



توي ميهماني اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتي

توي رقص اگر پا‌به‌پايت آمد اگر هوايت را داشت اگر با تو ترانه را به صداي بلند خواند

توي جلسه اگر حرفي را گفت که حرف تو بود اگر استدلالي کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌هاي قشنگ را نشانت داد

براي يکي يک دوستت دارم خرج مي‌کني براي يکي يک دلم برايت تنگ مي‌شود خرج مي‌کني! يک چقدر زيبايي يک با من مي‌ماني؟



بعد مي‌بيني آدم‌ها فاصله مي‌گيرند متهمت مي‌کنند به هيزي… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!

سواستفاده کردن به پيري و معرکه‌گيري…

اما بگذار به سن تو برسند!

بگذار صندوقچه‌شان لبريز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را مي‌فهمند بدون اين‌که تو را به ياد بياورند



غريب است دوست داشتن.

و عجيب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتي مي‌دانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ...

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده؛

به بازيش مي‌گيريم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بي رحم ‌تر.

تقصير از ما نيست؛

تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به گوشمان خوانده شده‌اند






دکتر شريعتي

روش های جلوگیری از عاشق شدن...

روش های جلوگیری از عاشق شدن...+تصویر


































نکاتی‌که پس از ازدواج، زنان باید رعایت کنند!

نکاتی‌که پس از ازدواج، زنان باید رعایت کنند!

 

 

راه‌کارهایی برای استحکام بیش‌تر خانواده
 
- به همسرتان توجه کنید :
بیش‌تر مردان دوست‌دارند که از مردانگی آنان تعریف و تمجید شود. وقتی مردی تحسین شود، مایل است به‌سرعت به آن پاسخ دهد. به او بگویید که چه همسر باقدرت و خوبی دارید و از این‌که او شوهر شماست، چقدر خوشحال‌اید. به شوهرتان بگویید او را همین‌گونه که هست، دوست‌دارید و حاضر نیستید او را با هیچ مرد دیگری در دنیا عوض کنید.
 
 
- شوهرتان را بابت کارهایی که انجام می‌دهد، تحسین کنید :
به‌طورنمونه وقتی او با بچه‌ بازی می‌کند، به او بگویید بچه‌ها چقدر خوشبخت‌اند که پدری مانند تو دارند...

 

 
- همسرتان را بابت آن‌چه می‌گوید، تمجید کنید :
به‌طور نمونه اگر او شوخ‌طبع است، به او بگویید شوخ‌طبعی او را دوست‌دارید و این‌حالت، موجب احساس نشاط در شما می‌گردد. اگر او اهل ریسک‌کردن است، به او بگویید شجاعت‌اش که پای هرچه اعتقاد دارد می‌ایستد را دوست‌دارید.
 
 
- هرگز شوهرتان را با مردان دیگر فامیل قیاس نکنید :
با مقایسه‌کردن او با دیگر مردان، از میزان صمیمیتی که بین شما و شوهرتان است، می‌کاهید.
 
 
- برای خودتان ارزش قائل شوید :
به خودتان احترام بگذارید. اگر عزت‌نفس داشته باشید، دیگران نیز به شما احترام می‌گذارند. به‌خاطر کارهای مثبتی که انجام می‌دهید، خود را تشویق کنید. اگر برای خودتان ارزش قائل شوید، از نظر روحیه، خانمی شاد و سرزنده می‌گردید و از نظر شوهرتان نیز فردی سرزنده و جذاب خواهید بود.
 
 
- هدیه‌ای بدون مناسبت برایش بخرید :
با دادن هدیه‌ای مانند دسته‌گل، پخت یک شیرینی خانگی، خرید یک جلد کتاب مورد علاقه‌اش و... غافلگیرش کنید.
 
- اگر شاغل هستید، هیچ‌وقت استطاعت مالی خود را به رخ شوهرتان نکشید :
همیشه به‌خاطر داشته باشید که پول و درآمد برای آسایش و رفاه زندگی‌ست و نباید زندگی را فدای آن کرد؛ بنابراین اگر هم در تأمین مخارج خانواده شریک هستید، طوری رفتار کنید که شوهرتان احساس کند سکان زندگی در دستان قدرتمند خودش است زیرا مردان دوست‌دارند که حالت رهبری داشته باشند.
 
 
- وضعیت مالی دیگران را با او مقایسه نکنید :
اگر همسرتان وضعیت مالی خوبی ندارد، هیچ‌وقت به او سرکوفت نزنید و اوضاع اقتصادی دیگران را به رخ‌اش نکشید. اگر شما مرتب به او غر بزنید، موجب می‌شود که اعتمادبه‌نفس‌اش را از دست بدهد و نتواند کارهایی را انجام دهد که وضعیت مالی‌اش خوب شود.
 
 
- همسرتان را عاشق کنید :
شما باید به‌گونه‌ای با همسرتان رفتار کنید که او از روابط با شما احساس قدرتمندی، توانایی و هوش کند. به‌طورمعمول اگر مردی در کنار زنی احساس خوبی نداشته باشد، او را ترک می‌کند و به‌سراغ دیگران می‌رود.
 
 
- بر روی امواج باشید :
اگر بتوانید خود را از قید امور یکنواخت و روزمره برهانید و درپی تلاش جدیدی باشید، به‌نفع زندگی مشترک‌تان خواهد بود.
 
- داغ دعوا و مشاجره‌تان را به دل دیگران بگذارید :
تمام زنان و شوهران عالم با هم اختلاف دارند اما زنان و شوهران خوشبخت، داغ دعوا را در دل دیگران به‌جای می‌گذارند و زمانی‌که با یکدیگر سر مسأله‌ی خاصی دچار اختلاف می‌شوند، در حضور دیگران با یکدیگر جنگ و نزاع نمی‌کنند اما در تنهایی می‌توانید با یکدیگر بحث کنید.
 
 
 
 
- از مشاوره در مورد مشکلات‌تان با هر کسی خودداری کنید :
شما می‌توانید اختلافات‌تان را با کسانی بگویید که صلاحیت حل مسأله را دارند و از عهده‌ی چنین امری برمی‌آیند. در درجه‌ی اول بهتر است خودتان راه‌حلی پیدا کنید، در غیراین‌صورت با کارشناسان خانواده و روان‌شناسان مربوطه گفت‌وگو نمایید.
 
 
 
 
- در مورد خواستگاران قبلی خود با او صحبت نکنید :
اگر شوهرتان اولین خواستگار شما نمی‌باشد، در ارتباط با خواستگاران قبلی خود زیاد توضیح ندهید. اگر هم مایل به صحبت هستید، از ابراز علاقه و مقایسه‌ی آنان، با شوهرتان سخنی بر زبان نرانید زیرا با چنین صحبت‌هایی، او فکر می‌کند شما هنوز علاقه‌مند به خواستگاران قبلی هستید.
 
 
- زمانی‌که شوهرتان به ‌غار تنهایی می‌رود، او را راحت بگذارید :
آقایان زمانی‌که مشکلات زیادی دارند، سعی‌می‌کنند با رفتن به ‌غار تنهایی و سکوت، مسائل‌شان را حل‌کنند. بهتر است در چنین مواقعی، با آنان صحبت نکنید و آزادشان بگذارید. خودش زمانی‌که از نظر احساسی و عاطفی متعادل شد، دوباره به سراغ‌تان می‌آید و با شما صحبت می‌کند.
 
 
- به تفاوت‌های اخلاقی یکدیگر احترام بگذارید :
قضاوت‌کردن درباره‌ی دیگری، تنها به این دلیل که روش زندگی‌اش با ما تفاوت دارد، کاری نادرست است. اگر به همسرتان بگویید «مطابق میل من لباس بپوش!» و یا «چرا مانند من صحبت نمی‌کنی؟» این پیام‌ها موجب می‌شود عشقی که در ابتدای زندگی‌تان احساس می‌کردید، از بین برود.
 
 
- به اقوام و فامیل‌های شوهرتان، احترام بگذارید :
در حضور شوهرتان نکات برجسته و مثبت اقوام‌اش را بیان کنید. با اجرای این شیوه، او نیز متقابلاً یاد می‌گیرد که به فامیل و بستگان شما احترام بگذارد.

10+1 روش شاد کردن خانمها

10+1 روش شاد کردن خانمها
Icon15






با اجرای روشهای زیر میتوانید همسر خود را شاد کنید:
1 ) زنها دوست ندارند میهمان ناخوانده داشته باشند، بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند. آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است.
2 ) هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری میتوانید برایش انجام دهید.
3 ) وقتی از شما خطایی سر میزند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید!
4 ) وقتی اوضاع قمر در عقرب است، لبخند را فراموش نکنید. اگر بخندید دنیا هم با شما میخندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.
5 ) از تلاشهای همسرتان تشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع میشود.
6 ) به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است، مادری بسیار خوب، عروسی بهتر از دیگر عروسها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید، او همین طور خواهد شد.
7 ) خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلباز باشید. اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجیدی را که شما میکنید، داشته باشد وگرنه ممکن است نتیجهی خوبی ندهد.
8 ) همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود.
9 ) به جای هدایای گرانبها، وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید. نشان دهید که به او توجه دارید، حتی پس از یک روز کار سخت! برای او هدیهای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق میماند.
10 ) بدانید زمانی که همسرتان از سر درد شکایت میکند، چاره سر درد او قرص مسکن نیست، بلکه یک لبخند است.
11 ) هرگز با همسرتان نجنگید، چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخهای گل تحویل او بدهید..../