عکس بدون سانسور از بوسه گرفتن زوری





ورود افراد زیر 18 سال و افراد بی جنبه به ادامه مطلب ممنوع

ادامه نوشته

این جا رو...

امتحان

و باز هم خلاقیت با برف !

aks-neveshte-radsms-11

ادامه نوشته

توریست در ایران و خارج


S A L I  J O O N

ینی واقعا همینه ها

S A L I  J O O N

بدون شرح...

بدون شرح...


عکس های بامزه و خنده دار (62)

ادامه نوشته

سوال فلسفی بچه شتر!

http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/52/02.JPGاhttp://www.redlink1.com/mydocs/new-group/52/03.JPGhttp://www.redlink1.com/mydocs/new-group/52/04.JPGhttp://www.redlink1.com/mydocs/new-group/52/05.JPGhttp://www.redlink1.com/mydocs/new-group/52/06.JPG

http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/52/07.JPGhttp://www.redlink1.com/mydocs/new-group/52/08.JPGhttp://www.redlink1.com/mydocs/new-group/52/09.JPG

فــالــــنـــامه ی مـــرگ !!

 

به شما پیشنهاد می کنم که اگر مایلید فال بقیه ی دوستان و آشنایانتان را هم بخوانید و از خواندنشان لذت ببرید. پس از خواندن این فالنامه هیچ راه گریزی برای شما وجود نخواهد داشت پس دست به کار شوید


 متولدین فروردین ماه:

به متولدین این ماه مژده می دهم که مرگی شیرین و آرام و بدون درد خواهند داشت. متأسفانه به خاطر تولد نویسنده ی این مطلب در ماه فروردین از به خاک و خون کشیدن متولدین این ماه معذوریم!! پس از مرگ پروانه ای و شاعرانه ی خود لذت ببرید! (جداً برایتان بهترین و شیرین ترین مرگ ها را آرزومندیم!)



 متولدین اردیبهشت ماه: با اطمینان می گوییم که جهنم زیر پای شما قرار دارد و الان است که دهان باز کند و شما را ببلعد! پس مواظب خودتان و جان عزیز و خوشمزه تان باشید! چون همین جهنم ممکن است دهان یک اژدهای مخوف باشد که قصد دارد شما را با دندان هایش تکه تکه و ریز ریز کند! البته باید گفت این اژدها عادت دارد قبل از کشتن قربانی اش رگ های لیز و با نمک او را بیرون بکشد و مثل ماکارونی بخورد. امیدواریم موفق هم بشود ...


متولدین خرداد ماه: شما مرگ سریع و خونباری خواهید داشت. به طوری که خون شما تا شعاع یک متری تان را رنگین خواهد کرد! (برایتان متأسفیم!) شما مایه ی سرافکندگی بقیه ی متولدین ماه های دیگر هستید. چون بلد نیستید مراقب خودتان باشید و بر خلاف همه ی آنها مرگ سریعی خواهید داشت. نفرین ما همواره پشتوانه ی شماست... موفق باشید!


 متولدین تیر ماه: خوشبختانه یا بدبختانه مرگ شما به همراه توده ی فشرده ای از آتش و جوی رقیق و هوایی صاف تا کمی طوفانی خواهد بود. نظرتان در مورد برشته شدن چیست؟ اگر خوشتان نمی آید اظهار تأسف می کنیم و می گوییم که همین اتفاق هم خواهد افتاد! امیدواریم از آن لذت ببرید ... (به نظر شما کباب انسان چه مزه ای است؟ من که فکر نمی کنم جالب باشد!)


متولدین مرداد ماه:
شما به شکل بسیار توپ و باحالی خواهید مُرد! تا به حال فیلم «عروسک شیطان» را دیده اید؟ اگر ندیده اید به هیچ عنوان آن را از دست ندهید چون سرنوشت شما به آن پیوند خورده است. شما به قتل خواهید رسید و جسدتان تکه تکه خواهد شد. قاتلین شما (که خدایشان بیامرزد و همیشه موفق و مؤید باشند) اعضای بدن شما را به جسد دیگری پیوند خواهند زد و از شما عروسکی شیطانی برای قتل عام مردم خواهند ساخت. از تجربه فوق العاده تان لذت ببرید!...


 متولدین شهریور ماه: مرگ شما تهوع آورترین مرگ ممکن است. چه کسی فکر می کرد که شما در آخر دست به خودکشی ای بدین شکل بزنید؟ (واقعاً به وجود شما افتخار می کنیم!!) شما را درحالی پیدا می کنند که دل و روده ی خود را بیرون کشیده اید و در حال.... درحال.... درحال.... (اَه ه ه ه ه) درحال خوردن و جویدن آن هستید! مزه ی آن چه طور است؟!


 متولدین مهر ماه: به دلیل اینکه در ماه نحسی به دنیا آمده اید (چون ماه شروع مدارس و دانشگاه ها است) فجیع ترین و مشمئز کننده ترین مرگ را در وحشتناک ترین شرایط خواهید داشت. مرگ شما به دست دبیران و استادانی خواهد بود که از آنها متنفرید... آنها درکمال آرامش و رضایت فراوان شما را به سیخ کشیده و بقیه ی شاگردانشان را به خوردن گوشت کبابی شما دعوت خواهند کرد. اما نا واردی آنها در طبخ کباب شما را زغال خواهد کرد ...


متولدین آبان ماه:

با خشنودی فراوان به شما می گوییم که مرگی دردناک خواهید داشت! پس سعی خودتان را برای فرار از دام سرنوشت بکنید! شما به آهستگی و با درد و زجر فراوان خواهید مُرد... یا به طور واضح تر به قتل خواهید رسید! درحالی که دندان های سفید و زیبایتان در دهان زیباترتان ریخته و چشماهای زیباترترتان از حدقه آویزان است! برای قاتل شما آرزوی موفقیت می کنیم!

 




 متولدین آذر ماه: علاقه ی شما به پیوستن به خون آشام ها دست آخر کار دستان خواهد داد. و اگر هم علاقه ای ندارید بازهم به این سرنوشت شوم دچار خواهید شد. تا به حال اسم "Happy tree friends" به گوشتان خورده است؟ شما در شب هالُوین درحالی که لبخندی گَل و گشاد و شیرین بر لبان سرختان نشسته است به شیوه ای مانند شخصیت های " Happy tree friends" خواهید مُرد. پس از مرگ خون آشام ها شما را به زندگی باز خواهند گرداند تا زندگی تان را با مِک زدن خون مردم زیبا و رنگین کنید!


 متولدین دی ماه: شما به شکل قندیل بسته و یخمکی خواهید مُرد. و هنگام مرگ قلب درحال تپشتان در دستانتان قرار دارد. پاهایتان به فاصله ی نیم متر از بدنتان افتاده اند و دستانتان تنها روی هم چهار انگشت دارند. اگر دنبال بقیه ی انگشتانتان هستید می توانید به معده ی آدمخواری که زحمت نوش جان کردن شما را کشیده مراجعه کنید و از این تجربه ی شگفت انگیز لذت ببرید!


متولدین بهمن ماه: بهتر این است که به حال خودتان زار بزنید! جدی می گوییم! بار سفره کردن شکم شما را حیوانات وحشی جنگل آمازون (!) به دوش خواهند کشید. شما زنده خواهید ماند تا شاهد خورده شدن و بیرون کشیده شدن تک تک اعضای درونی بدنتان باشید. حیوانات جنگل پس از مرگتان با جسدتان پارتی راه می اندازند که بیا و ببین! (اگر شانس بیاورید اول از همه قلبتان را بیرون می کشند تا زودتر خلاص شوید. پس مهره ی «شانس»تان را قبل از سفر به جنگل فراموش نکنید.)


 متولدین اسفند ماه: چون شما متولد آخرین ماه سال هستید و در آستانه ی شروع تعطیلات شیرین سال نو هم می باشید و همچنین به خاطر خوشحالی بی حدو حساب ما از این موضوع (که مدتی راحت و آسوده به قتل مردم می پردازیم) تصمیم داریم که خودمان به سراغتان آمده و شما را به نیش بکشیم. گوشتتان نوش جانمان و خونتان گوارای وجودمان! سال نوی رقت انگیزی را برای خانواده ی شما آرزو می کنیم!!!

وصیت جالب و خواندنی یک جوان امروزی ایرانی !!

وصیت جالب و خواندنی یک جوان امروزی ایرانی !!

وصیت میکنم بعد مرگم….

از بوی گلاب بدم می آید، همون آب معدنی کفایت می کند، نگید این رانی هلو دوست داشت، سنگ

قبرش رو با رانی بشوریمااا ، نوچ میشه خوب

آقایون فامیل، به خاطر من سه متر ریش نزارید


خانوم های فامیل، خواهشا بالای سر قبرم جیغ و داد نکنید، باور کنید من از همهمه و شلوغی بدم

میومد! مردم، گناه که نکردم!

… … … مراسم ختم من آخوند هم نیارید واسه فامیل، دینی کلاس پنجم رو یادآوری کنه!!!

یه دوست دخترم نداریم که بگیم: خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟!

توی درایو E عکس دارم، خوراک اعلامیه، عکس پرسنلی نزاریداا، اونا جلب ترحم نمی کنه!

بعد از مرگم هنوز میت رو زمین مونده هارد کامپیوترم رو بزارید تو ماکروفر! یه کاری کنید درایو D بیشتر

بترکه! من اندک آبرویی داشتم در این خانواده!!!

روی خرما ها پودر نارگیل نریزید، هم شکلش خز میشه، هم بدمزه میشه! همون گردو بزارید لاش

خیلی حال میده!

شایعه کنید قبل مرگش بهش الهام شده بود میمره! از اون دیالوگ هاست که مو به تن سیخ می کنه

هااا !!

پنج شنبه ها سر خاکم نیاید چه کاریه؟ ترافیکه!

فیس بوکم رو بلاک نکنید، گهگداری باهاش پست بدید بیاد بالا جیگر رفیقام کباب شه


پیغام گیر تلفن منزل شاعران نامدار !


پیغام‌گیر فردوسی:
نمی‌باشم امروز اندر سرای
كه رسم ادب را بیارم به جای

به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا برآید بلند آفتاب

پیغام‌گیر سعدی
:


از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم

به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلك گر فرصتی دادی به دستم

پیغام‌گیر مولانا:

بهر سماع از خانه‌ام، رفتم برون، رقصان شوم
شوری برانگیزم به پا، خندان شوم، شادان شوم

برگو به من پیغام خود، هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم، جان تو را قربان شوم!


پیغام‌گیر حافظ:
رفته‌ام بیرون من از كاشانه‌ی خود، غم مخور
تا مگر بینم رخ جانانه‌ی خود، غم مخور

بشنوی پاسخ ز حافظ گر كه بگذاری پیام
زان زمان كو باز گردم خانه‌ی خود غم مخور

پیغام‌گیر خیام:
این چرخ فلك، عمر مرا داد به باد
ممنون تو‌ام كه كرده‌ای از من یاد

رفتم سر كوچه، منزل كوزه فروش
آیم چو به خانه، پاسخت خواهم داد



پیغام‌گیر منوچهری دامغانی:
از شرم، به رنگ باد باشد رویم
در خانه نباشم كه سلامی گویم

بگذاری اگر پیام، پاسخ دهمت
زان پیش كه همچو برف گردد رویم


پیغام‌گیر باباطاهر:

تلیفون كرده ای جانم فدایت
الهی مو به قربون صدایت

چو از صحرا بیایم، نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت

پیغام گیر نیما (در خانه ای که در یوش بود):

چون صداهایی که می آید

شباهنگام از جنگل

از شغالی دور

گر شنیدی بوق

بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم

در فضایی عاری از تزویر

ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه

پاسخی گیرد ز من از دره های یوش

پیغام گیر نیما (در زمانی که در تهران زندگی می کرد):
آي آد م ها!
كه اندرپشت خط
درانتظارپاسخي هستيد !
يك نفرهم ،اينك اندر خانه ي مانيست!
كه پاسخ گوي الطاف شماباشد.
اگربادست وپاي دائم ازچنگ فضاي سرخ ناامني
واين درياي تندوتيره وسنگين كه مي دانيد
رهاگشتم
وسوي خانه برگشتم
سلامي گرم خواهم داد درپاسخ
محبت هاي بسيارعزيزان را...

پیغام گیر فروغ:

نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم .. می آیم

با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم.. می آیم.. می آیم

و آستانه پر از عشق می شود

و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند

سلامی دوباره خواهم داد

شما یادتون نمیاد !!!

شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه می دادیم به نمکی ،او نم نمک بهمون می داد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار می داد، تابستون ها هم دمپایی پاره می گرفت جوجه های رنگی می داد.

شما یادتون نمیاد، کیک می خریدیم پونزه زار. کاغذ زیرش رو هم می جویدم!

شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میزاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.

شما یادتون نمیاد ، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !

شما یادتون نمیاد، این چیه این چی چیه؟ کفش نهرین بچه ها, شما هم میخواین؟ بـــــله..

شما یادتون نمیاد چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد 4 تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.

شما یادتون نمیاد چکمه پلاستیکی که مامانا از کفش ملی میخریدند پامون میکردند.

شما یادتون نمیاد اون سریالی که مرد دوچرخه سوار میگفت دریا موجه کاکا دریا موجه

شما یادتون نمیاد…جنازه از ویدئو راحت تر جا به جا می شد!

شما یادتون نمیاد که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید تموم داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.

شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.

شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!

شما یادتون نمیاد, سریال روزی روزگاری که پخش میشد تیکه کلام رایج بین مردم شده بود “التماس نکن

شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون.

شما یادتون نمیاد ولی سره کلاس انشاء که میشد اگه نوشته بودیم دل تو دلمون نبود معلم صدا بزنه ولی اگه ننوشته بودیم زنگ استراحت دل درد میگرفتیم!

شما یادتون نمیاد اون وقتا واسه ختنه کردن دکتر نمیرفتیم که…یه دونه اوستا کار میومد با یه قیچی!
شما یادتون نمیاد یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.

شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!

شما یادتون نمیاد دبستان که بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می کرد.

شما یادتون نمیاد:قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..

شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.

شما یادتون نمیاد، این آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه میخوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، مارا با خود ببر از کوچه ها،آآآی

شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

شما یادتون نمیاد ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.

چرا یک دانشجو نمی تواند درس بخواند؟!…

سال ۳۶۵ روز است در حالی که:

۱- در سال ۵۲ جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب ۳۱۳ روز باقی میماند…


۲- حداقل ۵۰ روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوامطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین۲۶۳ روز دیگرباقیمیماند.

۳- در هر روز ۸ ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا”۱۲۲ روز میشود. بنابراین ۱۴۱ روز باقی میماند.

۴- اما سلامتی جسم و روح روزانه ۱ ساعت تفریح را میطلبد که جمعا”۱۵ روز میشود. پس ۱۲۶ در روز باقی میماند.

۵- طبیعتا ”۲ ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل ۳۰ روز میشود. پس ۹۶ روز باقی میماند.

۶- ۱ ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چراکه انسان موجودی اجتماعی است. این خود ۱۵ روز است. پس ۸۱ روز باقی میماند.

۷- روزهای امتحان ۳۵ روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس ۴۶ روز باقی میماند.

۸- تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم ۳۰ روز در سال هستند. پس ۱۶ روز باقی میماند.

۹- در سال شما ۱۰ روز را به بازی میگذرانید. پس ۶ روز باقی میماند.

۱۰- در سال حداقل ۳ روز به بیماری طی میشود و ۳ روز دیگر باقی است .

۱۱- سینما رفتن و سایر امور شخصی هم ۲ روز را در بر میگیرند. پس ۱ روز باقی می ماند.

۱۲- یک روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه می توان در آن روز درس خواند؟

زندگی من از ۹ ماهگی تا ۹۰ سالگی!


 

زندگی من از ۹ ماهگی تا ۹۰ سالگی!

پس از ۹ ماه ورجه وورجه متولد شدم !

یک سالگی : در حالیکه عمویم من را بالا و پایین می‌انداخت

و هی می‌گفت گوگوری مگوری ، یهو لباسش خیس شد !

چهارسالگی : در حین بازی با پدرم مشتی محکم بر دماغش زدم

و در حالیکه او گریه می‌کرد ، من می‌خندیدم ! نمی‌دانم چرا ؟!

هفت سالگی : پا به کلاس اول گذاشتم و در آنجا نوشتن جملاتی

از قبیل آن مرد آمد ، آن مرد با BMW آمد !!!! را یاد گرفتم !

نه سالگی در حین فوتبال توی کوچه شیشه همسایه را شکستم

ولی انداختم پای !!! پسز همسایه دیگرمان ! بنده خدا سر شب یک کتک

مفصل از باباش خورد تا دیگر او باشد که شیشه همسایه را نشکند

و بعدش هم دروغکی اصرار کند که من نبودم پسر همسایه بود که الکی انداخت پای من !!!

دوازده سالگی : به دوره راهنمایی و یک مدرسه جدید وارد شدم

در حالی که من هنوز به اخلاق ناظم آنجا آشنا نشده بودم

ولی ناظم آنجا کاملا به اخلاق من آشنا شده بود و به همین خاطر

چندین و چند منفی انضباط گرفتم ! البته به محض اینکه به اخلاق ایشان

آشنا شدم چند پلاستیک پفک در لوله اگزوز ماشینش فرو کردم !

هجده سالگی : در این سال من هیچ درسی برای کنکور نخواندم ولی

در رشته ی میخ کج کنی واحد بوقمنچزآباد

( البته یکی از شعب توابع روستاهای بوقمنچزآباد ) قبول شدم !!

بیست و چهار سالگی : در این سال دانشگاه به اصرار مدرک

کاردانی‌ام را که هنوز نیمی‌از واحدهایش مانده بود تا پاس شود ، به من داد !!!!

بیست و شش سالگی : رفتم زن بگیرم گفتند

باید یک شغل پردرآمد داشته باشی . رفتم یک شغل پردرآمد داشته باشم ،

گفتند باید سابقه کار داشته باشی . رفتم دنبال سابقه کار

که در نهایت سابقه کار به من گفت : بی خیال زن گرفتن !!!

سی و سه سالگی : بالاخره با یکی مثل خودمون که در ترشی قرار داشت !

قرار مدارهای ازدواج و خواستگاری و عقد و بله برون و … رو گذاشتیم !

چهل و یک سالگی : در این سال گل پسر بابا که می‌خواست بره کلاس اول ،

دوتا پاشو کرده بود تو یه کفش که لوازم التحریر دارا و سارا

می‌خوام بردمش لوازم التحریری تا انتخاب کنه !

شصت و شش سالگی : تمام دندانهایم را کشیده بودم

و حالا باید دندان مصنوعی می‌خریدم . به علت اینکه حقوق بازنشستگی

ما اجازه خریدن دندان مصنوعی صفر کیلومتر !!! را نمی‌داد ،

دندان مصنوعی پدربزرگ همکلاسی سابقم

رو که تازه به رحمت خدا رفته بود !!! برای حداکثر بیست سال اجاره کردم .

معلوم بود که این دندان مصنوعی ها یک بار هم مسواک نخورده

ولی خوبیش این بود که حداقل شب ها یک لیوان آب یخ بالای سرم بود !

هفتاد و هشت سالگی : به علت سن بالای من و همسرم ،

پسرانمان ( بخوانید عروسهایمان ) ما را به خانه هایشان راه نمی‌دادند

هشتاد و پنج سالگی : بلافاصله بعد از خوردن یک کله پاچه ی درست

و حسابی دندان مصنوعی ها را به ورثه دادم تا دندانهایش را بین خودشان تقسیم کنند !

نود سالگی : همه فامیل در مورد اینکه من این همه عمر کرده بودم ،

زیادی حرف می‌زدند و فردای همین حرفهای زیادی بودکه به طور نا بهنگامی ‌خدا بیامرز شدم !!!

درد دل نوزاد شش ماهه

درد دل نوزاد شش ماهه

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ،

و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من،

نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای شما هم مضر است!!!

لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش

خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش

مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده،

و با تکان دادن سر و لبهایش ” پول پول پول پول” می کند!

زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی،

که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن

قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید!

اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! ا

ین عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست،

بلکه موجب می شود کهمن بنده خدا هم هوس کنم!!!!!!!

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ دستشویی خود ندارند

و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا “پووووووف” می کنید

به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!

چهار جمله که حوا نمی تونسته به ادم بگه:

 

1- آدمت می کنم

۲- از شوهر مردم یاد بگیر

۳- من قبل از تو ۱۰۰ تا خواستگار داشتم

۴- میرم خونه مامانم

خیلی باحاله حتما بخونید!

دخترها

 

توی ماهيتابه روغن ميريزن

اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن

- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن

چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

 

پسرها

 

توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن

توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن

ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن

توی ماهيتابه روغن ميريزن

توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن

يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن

چند تا فحش ميدن

دنبال كبريت ميگردن

با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره

ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!

ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن

تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن

چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن

ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن

تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن

روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن

تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن

دنبال نمكدون ميگردن

نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن

دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن

نمكدون رو پر از نمك ميكنن

صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون

نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن

بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه

چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن

توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن

با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن

صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون

سريع برميگردن توی آشپزخونه

تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن

ماهيتابه رو ميندازن توی سينك

دنبال ظرفهای مسی ميگردن

قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن

چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن

ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن

چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن

ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه

روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن

چند تا فحش ميدن و بلند ميشن

نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن

قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن

چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن

با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن

پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن

نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

××تقاضاي كاركرد هاي اضافه جهت ماشين اسلامي ساخت اندونزی (طنز)

در راستاي خبر مربوط به ساخت ماشين اسلامي در اندونزي

 

بنا به خواست امت مسلمان، اين كاركردها هم بايد به خودروي اسلامي اضافه بشه:


 
+خودرو هنگام حركت بايد صلوات بفرسته

 
سرعت كه از 80 بالاتر رفت، آيت الكرسي بخونه

 
وقت رد كردن چراغ قرمز بگه "استغفرالله"+

 
وقت رسيدن به جاده چالوس و موارد مشابه "فاتحه بخونه"+

5- وقت سوار كردن دوست دختر – دوست پسرها صيغه محرميت بخونه+

6- وقت پياده شدن بگه "صدق‌الله العظيم..."+

7- +در ماه مبارك رمضان از صبح تا غروب در باكش رو باز نكنه و نشه بهش بنزين زد. اما از غروب تا صبح هر چي بهش بنزين بزني باكش پر نشه.

 
+وقت اذان، هر جا كه بود ترمز كنه و شروع كنه به نماز خوندن. به ويژه در جاهاي پر ترافيك كه با ماشين‌هاي ديگه، نماز جماعت بخونن.

 
+اگر ماشين نامحرم اومد، فرمون خود به خود بگرده و ماشين روش به يه طرف ديگه قرار بگيره.

+اگر لازم شد براي ماشين نامحرم بوق بزنه، ميل لنگش بره توي بوقش كه صداي بوقش عوض بشه.

 
+اگر ماشين ديگه‌اي خلاف كرد، در راستاي امر به معروف و نهي از منكر، خودش رو بكوبه به اون.

 
بوي گلاب بده+.

 
رو به قبله پارك كنه+.

 
رو به قبله آب روغن پس نده.+

15- +بعد از گرفتن بنزين، غسل كنه.

+ضمنا بايد جا براي 110 جلد كتاب مجلسي (اسمش چي بود؟) و نهج‌البلاغه و تفسيرالميزان و چيزاي ديگه هم داشته باشه.

 
يك صندلي مخصوص براي سوار كردن افراد خاص+.

 
+يك در مخصوص كه اقليت‌هاي مذهبي فقط از اون حق داشته باشن سوار شن. ضمنا صندلي اون‌ها هم بايد از صندلي بقيه جدا باشه

!!!!

 

اس ام اس شب امتحان

ه اندازه چای داغ شب های امتحان دوست دارم

اما ..... اضطراب نمی گذارد

نه گرمایت را حس كنم نه آرامشت را

-------------------------------

حالا وقت برای درس خوندن داریم، کووو. . .تا فردا

زمزمه های شیطانی شب امتحان !

-------------------------------

این روزها هیشکی درس نمیخواند ! شما چطور!؟

-------------------------------

من همه كتابامو2 دورکامل خوندم، توچطور؟
ستاد ایجاد وحشت میان دانشجویان

-------------------------------

الا یا ایـها ممتحنون چـرا هستیـد نگرون؟
بشینید و بخوانید و بدانید که امتحان فردا هست آسون!!!

-------------------------------

درس خواندن چقدر دلگیر است در اتاقی که از تو خسته شده
گوش دادن به تیک تاک زمان زل زدن به کتاب بسته شده

-------------------------------

اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بدان امتحان دارد و هیچ کاری نکرده

-------------------------------

هان ای کسانی که ازکتاب هایتان به عنوان اشیائی دکوری استفاده کرده اید
اکنون فقط یک معجزه می تواند کارنامه شما را زیر و رو کند !
ستاد ایجاد رعب و وحشت شب امتحان !

-------------------------------

تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبیر خردمند را !

-------------------------------

امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است !
(کی اس الیت)

-------------------------------

امتحان اولین گام در جهت شروع چاپلوسی پیش استاد برای نمره ی ده گرفتن است !


جوک

همتون تنهایین ... همراه اول دروغ میگه !

"ایـرانسـل"

.............

سلام عزیز دوست داشتم بیام پیشت

اما ببخشید نمی تونم. برنامتو بخاطر من تغییر نده

قربانت

امضا:(شانس) !

..........

حیف نون :

گالیله غلط کرد گفت زمین می‌چرخه

اگه می‌چرخه پس چرا خنک نمیشه ؟

................

میگن قیمت گل رفته بالا ، قدر خودتو بدون

چون صد در صد قیمت کود هم میره بالا !

..............

شنیدین این دخترای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟

یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من!

ازدواج که قصد نمی خواد!! خواستگار می خواد که تو نداری!

.............

شنیدین این پسرای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟

یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من!

ازدواج که قصد نمی خواد!! پول می خواد که تو نداری!

.................

سخن قصار از غضنفر:

وقتی کسی به تو می گوید: « کلا گفتم... » منظورش این است که

فلانی بی خیال جزئیات شو، گیر نده. 

..........

از مهمترین مزیتهای زندگی در کانون گرم خانواده نسبت به زندگی مجردی

تقسیم پشه ها بین اعضای خانواده است !

...........

یارو میره یخ بخره پول کم میاره به یخ دست میزنه میگه از این سردتر نداری!؟

.............

وقتی شما تلفنتونو جواب نمیدین یا گوشیتون خاموشه

پدر و مادر چه فکری میکنن؟

۵۰% شما مُرده اید!

۴۹٫۵% شما دارید میمیرید!

۰٫۵% صدای زنگتونو نمیشنوید یا شارژ گوشیتون خالی شده!

................

قبول دارین : ۳ ساعت تو اتاق میشینی درس میخونی

هیچکس نمیگه خسته نباشی

ولی یه ثانیه موبایلت رو بر میداری ببینی کی sms داده

بابات میاد میگه : خسته نباشی !

................

سلامتی‌ اونایی که تا میان دخالت کنن همه بهشون میگن

تو یکی‌ دیگه خفه شو !

نزدیکترین سیاره به کره زمین

این عکس، آخرین کشف اخترشناسان است. عکسی از سیاره ای که نزدیکترین سیاره به کره زمین است و تا کنون برای میلیونها سال در میان غبار ناپدید بوده است. ناسا اعلام کرده است که این عکس شگفت آور را از سیاره تازه کشف شده دیگزون در همسایگی زمین گرفته است.
 
.
.

:-) شوخی کردم. این عکس، تصویر زیر ماهیتابه هست و هیچ ارتباطی با سیاره نداره

عکس جالب

بعضی ار دوستات هستن که کار مهمی برات نمیکنن اما از افتادنت جلوگیری میکنن !

یک واقعیت!

برو عزیز ، ما از اون خانواده هاش نیستیم با یه بوس خر بشیم !

این حرفا حالیم نیست ، من امشب زن میخوام ، فهمیدین ؟ همین امشب !

یک واقعیت دیگه !

یه همچین صحنه ای رو توی GTA دیده بودم !


با این کار استاد هر چی هم بلد بودن از مغزشون پرید...!

حالا اگه می توانید تقلب کنید !! + عکس www.taknaz.ir

فکر بکر

امسال هرکی میومد خونه ما عید دیدنی، بهش می گفتم واااااای چقد چاق شدی...
طرفم از همون خونه ما شروع می کرد به رژیم گرفتن...
کلی به اقتصاد خانواده کمک کردم!

ضد حال یعنی چی؟

ضدحال یعنی وقتی یه قرار لطیف تو اینترنت داری کانکت نشی!

ضدحال یعنی وقتی منتظر فیلم مورد علاقت هستی برق بره!

ضدحال یعنی بعد از کلی مصیبت که بابات برات موبایل ثبت نام کرده همه سیمکارتا بیاد جز مال تو!

ضدحال یعنی روز تولدت دوست پسرت جلوی دوستات فقط یه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه

سوسک بشی!

ضدحال یعنی دوست دخترت رو بیرون با یه پسر دیگه ببینن!

پلیس داش مشتی

4 بازی پشت سر هم

به مالدیو میگن تا حالا شده چهار تا بازی پشت سر هم به یه تیم ببازی ؟

میگه مگه من پرسپولیسم ؟


به میثاق معمارزاده میگن تا حالا شده توی یه بازی سه تا گل از فاصله ۴۰ متری بخوری ؟

میگه مگه من هوشیارم ؟

تا حالا تو 10 دقیقه 3 تا گـــــــل خوردی؟

به زنبور میگن تا حالا تو 10 دقیقه 3 تا گــــــل

 

خوردی؟

 

 
می گه: مگه من استقلالم!!!!

جالب

به سلامتی‌ اون دختری که وقتی‌ تو خیابون یه لکسوز واسش بوق میزنه بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه 730 هم
داشته باشی‌... چرخ 206 عشقمم نیستی
یکی از ترس ناک ترین جملات دوران مدرسه ،این بود که :
"یه برگه از کیفتون بیارید بیرون"
به سلامتیه بچه مدرسه ای ها

به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه...

سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن که شبیه باباهاشون شن.نه مث جوونای امروز ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون شن.

مزاحم تلفنی

داشتم با ماشینم می رفتم سر كار كه موبایلم زنگ خورد.
گفتم: بفرمایید الووو.. ،
فقط فوت كرد!
گفتم: اگه مزاحمی یه فوت كن اگه میخوای با من دوست بشی دوتا فوت كن!
دوتا فوت كرد .
گفتم: اگه زشتی یه فوت كن اگه خوشگلی دوتا فوت كن دوتا فوت كرد!
گفتم: اگه اهل قرار نیستی یه فوت كن اگه هستی دوتا فوت كن دوتا فوت كرد!
گفتم: من فردا میخوام برم رستوران شاندیز اگه ساعت دوازده نمیتونی بیای یه فوت كن اگه میتونی بیای دوتا فوت كن!
دوباره دوتا فوت كرد.

با خوشحالی گوشی رو قطع كردم. فردا صبح حسابی بخودم رسیدم بهترین لباسمو پوشیدم و با ادكلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمی گنجیدم. فكرم همش به قرار امروز بود.

داشتم از خونه در میومدم كه زنم صدام كرد و گفت ظهر ناهار میای خونه؟ اگه نمیای یه فوت كن اگه میای دوتا فوت كن.

یک توصیه ی مهم برای جوانان.......

یک توصیه ی مهم برای جوانان.......

دوستان واقعی شما بعد از اتمام طرح های رنگارنگ ایرانسل چهره ی واقعی خود را نشان میدهند.... پس مواظب باشید

چندتا سوال بی جواب........

چندتا سوال بی جواب........

۱-وقتی ایران نفتشو می فروشه بشکه هاشم پس میگیره یا نه

۲-وقتی شبا بهمون میگن بگیر بخواب چی رو بگیریم وبخوابیم ها

۳-ایا واقعا شبا که ما میخوابیم اقا پلیسه بیداره یا اونم خوابه ها

حال کنید!

هیچوقت حسرت 3 چیز رو نخور: تیپ ،قیافه،سخاوت !حالا ما که داریم به چی رسیدیم ؟!


به  بقالیه میگم هزاریه بهتر از این نداری ؟میگه پاره س؟پ نه پ امام توش خوب نیفتاده!!
سیم کارتم نشديم همراه "اول" کسی باشيم!
تا حالا يه قورباغه كه زير پلاستيك پرس شده ديدي؟
يه نيگاه به كارت مليت بنداز............

دوستم رفت نهار رو آماده کنه رفتم سر وقت گوشیش اسم خودم رو به ایرانسل تغییر دادم حالا صبح تا شب براش اس ام اس میدم روز جهانی معلولین ذهنی بر شما مبارک!!!
خیلی حال میده روش کرم ریزی جدیده امتحان کنید


 اولين سوال دخترا در شروع ترم:

استاد منابع امتحانی چیا هست؟
پسرا از استاد در شروع ترم:

استاد نه ونيمُ ده مي‌دين؟؟



گرگه میره درخونه شنگول ومنگول میگه بازکنید منم مادرتون ، خرسه میاد بیرون میگه : تو دهن ما رو آسفالت کردی ، اونا 10ساله از اینجا رفتن!!!


برای اینکه شکست نخورید هرگز تلاش نکنید ، خواجه گشادالدین ایرانی





سرگذشت دختران دانشجو از ترم 1 تا ترم 8 !!!!

ویژگی های کلی:این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوار شده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند !!!

 

خصوصیات دانشجویان دختر: ترم 1- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERROR میدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند .و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد(یکی در هر 10 میلیون سال)همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد!} فقط برای عملیات قضای حاجت به WC  می روند.طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند.سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!) در فاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!

 

ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند ! متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقدار بسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد .سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند.کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند.اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

 

ترم 3 - به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!!سوژه خنده پیدا می کنند.همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا 4 جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.در جواب سلام شما میگویند سلام!

 

ترم 4 – با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.ابروها نازک میشودو سیبیل ناپدید!در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!!!همیشه در دانشگاه از قسمتهای "پر پسر" عبور میکنند.شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!(نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: 1- دختره ترم 4 درس میخونه .2-شما خوشتیپید! .3 – یالا مخشو بزن دیگه چلمن! . شروع میکنن به نوشتن جزوه ! هر 2-3 شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدن های مامان بابا.(خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید !) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!(آره جون خودت .بیچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما میگویند:سلام.چطوری؟خوبی؟

 

ترم 5 –یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً سر کلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند( چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی)کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایش آرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!یک میز اختصاصی برای خودشان و BF شان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند.سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند! در جواب سلام شما (بعد از 10 دقیقه!) می گویند:اوا سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست....خاک بر سرت!)

 

ترم 6 – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!!

 

ترم 7 –به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند!

 

ترم 8 – دوباره آدم میشوند.دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند. جای جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است.مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند.در به در دنبال شوهر میگردند.به نگهبان جلوی در دانشگاه هم پا می دهند.به وبلاگ دري - وري ميان و نظر مي دن  .به مديريت محترم وبلاگ پیشنهاد دوستی میدهند و از چاله به چاه می افتند!!!!

                                                     مینا پاکزاد

تیمت جلو بود مغرور نشی

http://www.parsianfun.com/upload/images/7yaf91itcovu9f7ng1t.gif

نظر روی کاغذ رو بگو

مادر زن(طنز)

مادر زن اسلحه اي است انفرادي .

که با عيال حمل ميشود .

وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده .

وبا زخمي کردن داماد بيچاره خنک ميشود . .

اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده وشرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد .

مادر زن گاهي تک تير وگاهي رگبار شليک مي کند .

طول مادر زن بدون سر نيزه ? متر ميباشد. .

تعداد تير در هر ثانيه يک ميليون فحش وناسزا بوده .

و برد موثر آن، انتقال داماد به بيمارستان .

و برد نهايي آن انتقال داماد به گورستان ميباشد.

رفتار اقایون دانشجو از ترم اول تا ترم اخر

www.difdifi.com | رفتار آقا پسرای دانشجو از ترم اول تا آخر (طنز)


 ترم اول (ترم جو گیریدگی):

الو سلام مامانی. منم هوشنگ.
وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.
وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن
و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده؛ تنم مور مور میشه…
راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.
دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!
لامصب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!
پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!


 ترم دوم (ترم عاشق شدگی):

آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.
می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.
می خواهمت با تمام وجود عزیزم.
همه پول و سرمایه من متعلق به توست.
بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام باهات ازدواج کنم …
امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم…


 ترم سوم (ترم افسردگی):

الو مامان سلام.
مریم منو ول کرد و گذاشت رفت!
مامان جون افسرده شدم آخه اولین عشقم بود حالا هم دارم میمیرم از غصه.
ای خدا بیا منو بکش و راحتم کن.
مامان من این زندگی رو نمی خوام …
دیگه خسته شدم از دنیای وانفسا


 ترم چهارم (ترم زرنگ شدگی):

الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟
منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟
دلم تنگ شده واست. گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم …
مهشید جون من پشت خطی دارم. مامانمه. بعداً بهت زنگ میزنم …

الو به به سلام چطوری ندا جون؟
آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم!
پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟
به خدا منم دلم یه ذره شده واست.
باشه عزیزم فردا ساعت ۱۱ پارک پشت دانشکده دارو…


 ترم پنجم (ترم مشروطه گی):

الو سلام استاد!
قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، ۲ نمره بهم بده.
به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.
مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.
منم ضربه روحی خوردم شدید، دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد …
اگه این مورد مشروط پشروطه ما اوکی بشه قول میدم جبران کنم …


 ترم ششم (ترم ولخرجیدگی) :

الو مامان من خونه می خوام!
راستی اون ۵۰ تومنی که ۳ روز پیش فرستادی تموم شد.
دوباره بفرست. خرج پروژه ام شد!!!


 ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):

خودتون دیگه سیر تا پیازشو حدس بزنین دیگه …


 ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):

الو سلام خانم.
واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.
فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا …
ای وای بر من؛ کی میره اینهمه راهــــو …

برگرفته از سایت دیف دیفی...

چقدر جک می خوای دیگه

 

ویژگی اصفهانی ها

پاسخ هيچ پرسشي را نمي‌دهند و در پاسخ هر پرسش شما آنها پرسشی از شما دارند!

مثال:وقتي از دوست اصفهاني خود آدرس يك خياط مي‌پرسيد

شما: خياط خوب سراغ داري؟

دوست اصفهاني شما: چي‌چي مي‌خَي بدوزي؟

شما: کت و شلوار

دوست اصفهاني: پارچه داري؟

شما:بله

دوست اصفهاني:از کی اِسِدی؟

شما:ازمغازه

دوست اصفهاني: پارچِد خُبِس؟

شما:بله

 

 

دوست اصفهاني : چه رنگيِس؟

 

شما: چه فرقي مي‌کنه؟

 

دوست اصفهاني : فرق مي‌کونِد دادا! فرق مي‌کونِد

 

شما: خب، سورمه‌اي

 

دوست اصفهاني: چرا سورمه ی؟ارزونتر بود؟

 

شما:نه

 

دوست اصفهاني:چیطو؟

 

شما:خب می خواستم سورمه ای باشه

 

دوست اصفهاني : مبارکِس، خَبِريِه؟

 

شما: نه بابا، بالاخره خياط سراغ داري يا نه؟

 

دوست اصفهاني : اگه خبري نيس کتا شلواري سورمِي مي‌خَي چيکار؟

 

 

 

جدیدترین تقسیم بندی انسانها :

 

1 - پستانداران 2 - پس.تانم.ال.ان 3 - پس.تا.ن.خوا.را.ن 4 - لا.پ.ستان.گذاران 5 - پ.س..ت.ان.لیس.ان

 

 

غضنفر رو داشتن اعدام می کردن.

طنابو که می کشن می برن بالا، می بینن داره دست و پا می زنه انگار می خواد چیزی بگه!!

دادستان دستور میده بیارنش پایین... میره جلو میگه چیه؟

غضنفر میگه: پدسگ داشتم خفه می شدم!!!

Top of Form

Bottom of Form

 

 

:..:: .-. : .:::-.::.:- ..:..::. ..-..::-.. ::.- ..:.:.- :::-. :... .. .: .-:::... -::. . .::-..:-.. : ..: .

.

.

.

.
.
.

اگه كور بودی می فهمیدی چی نوشتم!!!

 

 

 

دختر اصفهانيه به دوست پسرش ميگه : شب بيا خونه مون , اگه موقعيت خوببود من يه سكه ميندازم پائين ..

شب ميشه . دختره يه سكه ميندازه پائين . ولي هر چقدر صبر ميكنه ميبينه پسره نمياد بالا

سرش رو از پنچره بيرون ميكنه ميپرسه : چرا نمياي؟

پسره ميگه : دارم دنبال سكه مي گردم .

 

دختره ميگه :بيا بالا . بهش كش بسته بودم . الان تو دست خودمه !

 

 

 

ﻏﻀﻨﻔﺮ ﻣﯿﺮﻩ ﺧﻮﻧﻪ

ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﺯﻧﺶ ﻧﯿﺴﺖ، ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺭﻭ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ

 

ﯾﻬﻮ ﯾﺎﺩﺵ ﻣﯿﺎﺩ ﻣﺠﺮﺩﻩ

 

 

 

از ترکه میپرسن ساعت چنده؟

میگه:یه ربع به ده...

میگن:دقیقآ چنده؟

میگه:یازده و سی دقیقه!!!!!!

Top of Form

Bottom of Form

 

 

 

غضنفرنگاه ميكردبه موبايلش وميخنديد،بهش ميگن :چيه پيام ميادميخندي؟بخون ماهم بخنديم،ميگه:نمي دونم 

كيه هي پيام ميفرسته "باطري ضعيف است"!!!

 

 

 

 

 

 

 

یه هلندی و فرانسوی ولره دارن از گلهای مورد علاقه شون صحبت میکنن!!

هلندی میگه من از لاله هلندی خوشم میاد.

فرانسویه میگه اه!ما با لاله کو..نم..ونو پاک میکنیم!!

من از گل رز خوشم میاد/

هلندیه میگه اه اه.ما با رز کو...نم..ونو پاک میکنیم!!

لره میگه من از گل کاکتوس خوشم میاد!!!کی میخواد خودشو پاک کنه!!؟؟

 

 

 

ادبیات آقایون هنگام زمین خوردن خانم ها:

دوران نامزدی: الهی بمیرم چیزیت که نشد؟

1سال بعد ازدواج: عزیزم،بیشتر مواظب باش!

3سال بعد: مگه کوری؟جلو پاتو نگاه کن!

5سال بعد: آخیش،دلم خنک شد

 

 

 

 

ﯾﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻮﺩ ﻫﺮ ﺳﺮﯼ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﺳﺮ

ﮐﻼﺱ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺗﯿﮑﻪ ﻣﯿﻨﺪﺍﺧﺖ . ﯾﻪ ﺑﺎﺭ

ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ ﺑﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺗﯿﮑﻪ ﺍﯼ

ﮐﻪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺍﺯ ﮐﻼﺱ ﺑﺮﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ. ...

ﻗﻀﯿﻪ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﺟﻠﺴﻪ

ﺑﻌﺪ ﯾﮑﻢ ﺩﯾﺮ ﻣﯿﺎﺩ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﺯ

ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯿﻮﻣﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﻪ ﺻﻒ

ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪﻩ ﺭﻓﺘﻢ

ﺟﻠﻮ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ, ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺎ ﮐﺎﺭﺕ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ

ﺷﻮﻫﺮ ﻣﯿﺪﻥ!

ﺩﺧﺘﺮﺍ ﭘﺎ ﻣﯿﺸﻦ ﺑﺮﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺳﺘﺎﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ

ﮐﺠﺎ ﻣﯿﺮﯾﺪ ﻭﻗﺘﺶ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺳﺎﻋﺖ

10 ﺑﻮﺩ!

 

 

 

چخه چيست؟نيروي مغناطيسي لر كه سگ را در ٢٠ متري ميخكوب ميكند

 

 

 

 

 

 

زن از شوهرش پرسید: چرا وقتی که من آواز میخوانم، تو از پنجره بیرون را نگاه

میکنی و میخندی؟

شوهر میگه: برای اینکه مردم تصور نکنند من دارم تو را کتک می زنم و تو داری با

جیغ و داد گریه می کنی!

 

 

 

 

 

 

 

یه بار یه ترکه سوار تاکسی میشه می بینه یه تیمسار تو تاکسی نشسته.میگه

ببخشید اقا شما سربازید?

تیمساره میفهمه یارو ترکه میگه اره ! بعد ترکه میگه تو که سربازی گوه میخوری 

لباس تیمساری میپوشی :))

 

 

 

 

 

 

مشترک گرامی حرکات شما در حمام خجالت آور است!
.
.
.
.
.
.
هیچکس تنها نیست همراه اول

 

 

 

 

 

 

یه بابایی میگفت اوايل ازدواجمون سرباز معلم بودم فقط ميتونستم پنجشنبه و 

جمعه برم خونه وقتي ميخواستم برم زنگ ميزدم ميگفتم خانوم من نه آب ميخوام نه

غذا فقط آماده بخواب بيام بكنم.يه مدت همين كارمون بود تا يه روز زنگ زدم گفتم نه 

آب ميخام نه غذا فقط آماده بخواب بيام بكنم. رسيدم خونه ديدم داره نماز ميخونه 

چسبيدم از پشت بهش. دستش رو برد بالا براي قنوت منم س.ي..ن...ه هاشو گرفتم 

گفتم مگه نگفتم بخواب تا بيام بكنم .رفت ركوع منم يه فشار از پشت بهش دادم 

گفتم ميرم آب بخورم اومدم اگه آماده  نخوابيده بودي پاي نماز مي..كن..مت رفتم توي

آشپز خونه ديدم خانومم داره ظرف ميشوره بهش گفتم اين كي داره نماز ميخونه 

گفت: مامانم يه ثانيه بعد صداي خدا حافظي اومد خانومم گفت مامان نهار درست 

كردم مامانش گفت نه برم تا شوهرت كو...ن....مو نزاشه.


ميگه الان 16 ساله روم نميشه برم خونه مادر زنم













مرد وارد کافه شد، به سمت بار رفت و یک آبجو سفارش داد.

 

گارسون گفت: حتماً قربان حساب شما میشود یک سنت.

مشتری با حالت متعجب پرسید: فقط یک سنت ؟ بعد به منو نگاه کرد و پرسید:

 

قیمت یک آستیک آبدار و یک بطری شراب چقدر میشود؟

گارسون جواب داد: یک دولار.

مشتری پرسید: مالک کافه کجاست؟

گارسون جواب داد: طبقه بالا پیش همسر من.

مشتری پرسید: اون در طبقه بالا چه کاری با همسر تو انجام میده؟

گارسون جواب داد: همون کاری که من با کاسبی اون انجام میدم!!!

 

 

 

جک در حال مرگ بود و همسرش کنار تخت او نشسته بود.

جک با صدایی ضعیف به همسرش گفت: عزیزم چیزی هست که باید قبل از مرگم

 

پیش تو اعتراف کنم.

همسرش جواب داد: هیچ نیازی نیست.

مرد پافشاری کرد و گفت: حتما باید این کار را انجام بدهم تا در آرامش بمیرم.

مرد ادامه داد: من با خواهرت ، با بهترین دوستش ، با مادرت و با بهترین دوستت

 

رابطه داشتم.

همسرش به آرامی در پاسخ گفت: میدانم عزیزم، حالا بخواب و بگذار که زهر کارش 

 

را انجام دهد!!!

Top of Form

Bottom of Form

Top of Form

Bottom of Form

بیا جک بخون

زنه ميره پرنده فروشي، ميگه: 

 

من يك طوطي باهوش ميخوام

 

. يارو ميبردش جلوي يك قفس، 

 

ميگه: خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم.

 

 زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي.

 

 طوطيه ميگه: سلام خانم!

 

زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه، تو چي 

 

ميگي؟!

 

 طوطيه ميگه: ميگم سلام جن...ه خانم!!

 

 زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه! چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام!

 

 يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين. من دو هفته باهاش 

 

كار ميكنم، اخلاقش درست ميشه.

 

 خلاصه زنه دو هفته بعد مياد،

 

 به طوطيه ميگه: سلام طوطي.

 

 طوطيه ميگه: سلام خانم.

 

 زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو 

 

چي ميگي؟!

 

ميگه: ميگم سلا م خانم. خوش اومدين آقا!

 

 زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟!

 

 طوطيه ميگه:‌ سلام خانم،‌ خوش آمدين آقايون!

 

زنه ميگه: اگه با سه تا آقا بيام چي؟! 

 

باز طوطي همونو ميگه.

 

 خلاصه همينجور تعداد آقايون زياد ميشه تا ميرسن به شيش تا آقا. 

 

يهو طوطيه شاكي ميشه، ميگه: ببين محمود آقا! نگفتم خانم جن.. ست!

 

 

 

 

 

 

یه دختره تو کلاسمون اسمش پندار بود،

 

استاد هروقت به اسمش می رسید بد فرم می زد زیر خنده...

برای همه عجیب سوال شده بود داستان چیه!?

خلاصه وسطای سال دیگه دختره طاقتش تموم شد با عصبانیت به استاد

 

گفت:میشه بگین قضیه چیه،همه فکر می کنن چیزی بین من و شماست...!

استادم خیلی بی تعارف! گفت واقعا دوس داری بدونی:

.

من هروقت به اسمت می رسم یاد این شعر می افتم که:

مردان خدا پرده پندار دریدند...!
...

مارو که دیگه نگو از خنده زمینو چنگ می زدیم!

 

 

 

 

 

 

 

ب.ا.س..ن تميزنشانه شخصيت شماست (شهرداري قزوين)









تو دانشگاه یه ترم پنج شنبه ها یه کلاس 2 تا 7 داشتیم یه دختره ساعتای 6 به 



استاد گفت میشه من زودتر برم ؟

استاد گفت تو هم که همیشه میخوای زود بری

دختره : آخه من متاهلم استاد امروزم که پنج شنبست

کل کلاس انگشت به ک.و..ن موندیم بخندیم یا خودمون بزنیم









رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد

رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم

يارو عکسمو ديده ميگه:اااا دماغ خودته اين؟
پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بيني به بيني، نسل به نسل منتقل شده الان رسيده به من!!!!

با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم

تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه

زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه

صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا برم دسشویی

ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم

رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!!

ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته

خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم

برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ
اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم

تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!

میگه امتحانِ چی داری؟؟؟میگم وصایا,,,میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ... وصایای الیزابت تیلور ...

بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم.
پـَـَـ نــه پـَـَــ. نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!

رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟
میگه برا کباب؟
پــَ نه پــــــ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام

کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه

مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس

ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟
پــَ نه پــــــ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک

یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم

داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم

تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین

بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اوردیم خون بده بریم

کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار
گفت واسه صبونه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون

خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم...میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...!

ميري مسجد وضو بگيري تا نماز بخوني ميبيني يه آقايي ميرسه ميگه پسر جان وضو ميگيري ميگي پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام قزل الا صيد كنم

نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده

تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم

ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم پــَ نه پــَ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه

تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم

از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!

یکی‌ زنگ زده میگه شما فرشادین میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ من فرشادم صدای تورو شنیدم الزایمرگرفتم یادم نیست !!!

زنه شیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!

اومده از خواب بیدارم کرده میگه خوابی ؟
پـــــ نه پــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زیر پتو قایم شدم نصف شبی

حسینی بای دست پسره رو گرفته میگه با یاد چی میری کنکور بدی؟پسره میگه با یاد خدا.....پـَـَـ نــه پـَـَــــ بگه به یاد دوست دخترم میرم سر جلسه

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازی!!!

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام

 

جک و smsجدید و با حال

جوک

می دونی آماره ازدواج در چه حیوونی بیشتر است ؟

جواب : تو حلزون چون هم خونه داره هم ماشین

 

حلزون جوک

از قلمراد می پرسن آرزوت چیه؟

میگه: دکتربشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم!

 

قل مراد جوک

قلمراد میره خواستگاری، از دختره خوشش نمیاد،

به بابای عروس میگه: ما میریم یه دور میزنیم، بر می‌گردیم !

 

قلمراد میره کتابخونه کتابش رو پس میده…

خانم کتابدار میگه: خوب کتابش جالب بود؟

میگه والا شخصیت زیاد داشت،

داستان خاصی هم نداشت…

کتابداره میگه: ای وای پس این شما بودین

دفترچه تلفن منو برده بودین؟

میدونى معنى (C N G) چیه؟


یعنى : سوخت نداریم جیگر

.

 


پسر ها هیچ وقت دونبال دو چیز نمی دوند . اتوبوس و دختر چون 10 دقیقه بعد یکی کی میاد !

--------------------------

سایه ام عاشق سایه ات شده می خواستم ببینم می تونیم همسایه شویم ؟

----------------------------

تو صحرای قلبم تو تنها شتری !

----------------------------------

یه بغل گل رز با یه دنیا احساس با یه سبد ستاره . می دم بهت ببر سر چها راه بفروش سودش نصف نصف !

----------------------------------

چه کار کردی که این همه طرفدار پیدا کردی ؟ هر جای شهر که می رم میبینم مردم تابلو هایی دستشون گرفتن که اسم تو روش نوشته شده:گوسفند زنده !!!

----------------------------------

آسمان را می خواهم برای عبور . جاده باریک است ! ماه را می خواهم برای نور را تاریک است ! تو را می خواهم برای نظافت عید نوروز نزدیک است !

-----------------------------------

تو که درخت زندگی من هستی که الاغم را به آن می بندم

------------------------------------

رفتم دم گل فروشی هر چی گشتم قشنگ ترین گلم رو ندیدم . آخه گوسفند ! چرا اون گل رو خوردی ؟

---------------------------

می خوای با سه شماره هیبنوتیزمت کنم و بگم چه جور آدمی هستی ؟ خوب پس با ? شماره آروم چشمات رو ببند :

.... ?...... ?.......?.......

...................................................هنوز که چشمات بازه؟.................

...................................................می گم چشماتو ببند !................

..................................................چرا زیر چشمینگاه می کنی ؟.....

.............................................. اصلا نیازی به هیپنوتیزم نیست

هر خری می فهمه چه قدر فضولی

------------------------------------

+- +- +- +- +- +-

+- +- +- +- +- +-

+- +- +- +- +- +-

بشین جمع ومنها کن ببین چندمین باره سر کار رفتی ؟

--------------

به دلیل ایام سوگواری از گفتن این جک معذوریم

-------------------------

از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من از شیشه پاک کن استفاده می کنم

--------------------------

از غضنفر میپرسن: از چه فصلی خوشت میاد میگه: از فصل جفت گیری

--------------------------------------------------------------------------------

غضنفر میره سربازی تو صف بوده سروانه میگه به چپ چپ به راست راست.... میبینه غضنفر همینجوری وایستاده میگه تو چرا به فرمانم عمل نمیکنی؟ غضنفر میگه جناب سروان شما اول تصمیم قطعی رو بگیرید بعد من انجام میدم !

--------------------------------------------------------------------------------

اس ام اس عاشقانه یه اصفهونی: اگه گنجیشک پریدن یادش برد . اگه شیرین فرهاد یادش برد . اگه ماهی دریا یادش برد . من پولی این یه اس ام اسی که به شما دادما یادم نیمیرد !!!!

طنز و لطیفه : آخرین کلمات از زبان افراد مختلف

آخرین کلمات یک الکتریسین : خوب حالا روشنش کن...

آخرین کلمات یک انسان عصر حجر : فکر میکنی توی این غار چیه؟

آخرین کلمات یک بندباز : نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...

آخرین کلمات یک بیمار : مطمئنید که این آمپول بی خطره؟

آخرین کلمات یک پزشک : راستش تشخیص اولیه ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه...

آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره...

آخرین کلمات یک جلاد : ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد...

آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...

آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو؟

آخرین کلمات یک خبرنگار : بله، سیل داره به طرفمون میاد...

آخرین کلمات یک خلبان : ببینم چرخها باز شدند یا نه؟

آخرین کلمات یک خونآشام : نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!

آخرین کلمات یک داور فوتبال : نخیر آفساید نبود!

آخرین کلمات یک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی...

آخرین کلمات یک دوچرخه سوار : نخیر تقدم با منه!

آخرین کلمات یک دیوانه : من یه پرنده ام!

آخرین کلمات یک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟...

آخرین کلمات یک غواص : نه این طرفها کوسه وجود نداره...

آخرین کلمات یک فضانورد : برای یک ربع دیگه هوا دارم...

آخرین کلمات یک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم...

آخرین کلمات یک قهرمان : کمک نمیخوام، همه اش سه نفرند...

آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی : قضیه روشنه، قاتل شما هستید!

آخرین کلمات یک کامپیوتری : هارددیسک پاک شده است...

آخرین کلمات یک گروگان : من که میدونم تو عرضه ی شلیک کردن نداری...

آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه : این آزمایش کاملاً بی خطره...

آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه...

آخرین کلمات یک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!

آخرین کلمات یک ملوان: من چه می دونستم که باید شنا بلد باشم؟

آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...

آخرین کلمات یک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم؟

اگر کریستف کلمب ازدواج کرده بود...

اگر کریستوفر کلمبوس ازدواج کرده بود ممکن بود هیچگاه قاره امریکا را کشف نکند چون بجای برنامه ریزی و تمرکز در مورد یک چنین سفر ماجراجویانه ای باید وقتش را به جواب دادن به همسرش در مورد سوالات زیر می گذراند:
- کجا داری میری؟

- با کی داری می ری؟
 
- واسه چی می ری؟

- چطوری می ری؟

- کشف؟

-برای کشف چی می ری؟

- چرا فقط تو می ری؟

.

.

- تا تو برگردی من چیکار کنم؟!

- می تونم منم باهات بیام؟!

-راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟

- بده لیستو ببینم!

- حالا کِی برمی گردی؟

- واسم چی میاری؟

.

.

- تو عمداً این برنامه رو بدون من ریختی? اینطور نیست؟!

- جواب منو بده؟

- منظورت از این نقشه چیه؟

 
- نکنه می خوای با کسی در بری؟

- چطور ازت خبر داشته باشم؟

- چه می دونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟

- راستی گفتی توی کشتی زن هم دارین؟!

.

.

 - من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟

- مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟

 - تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!

 - خودتو واسه خود شیرینی می ندازی جلو؟!

 -  من هنوز نمی فهمم? مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده!

-چرا قلب شکسته ی منو کشف نمی کنی؟

.

.

- اصلا من می خوام باهات بیام!

- فقط باید یه ماه صبر کنی تا مامانم اینا از مسافرت بیان!

 - واسه چی؟؟ خوب دوست دارم اونا هم باهامون بیان!

- آخه مامانم اینا تا حالا جایی رو کشف نکردن!

- خفه خون بگیر!!!! تو به عنوان داماد وظیفته!



.

  - راستی گفتی تو کشتی زن هم دارین؟

 

 

 

 

انواع زن‌ها (زنها مثل چی هستند؟)

- زنها مثل اطو هستند هم مصرفشان بالا است هم زود داغ می کنند البته بدون بخارشان هم بدرد نمی‌خورد.

- زن ها مثل پیاز هستند ظاهر سفید و ظریفی دارند اما باطنشان اشک آدم رو در می‌آورد.

- زنها مثل سکوت هستند با کوچکترین حرفی میشکنند.

- زنها مثل چراغ راهنمایی هستند هر چقدر هم با آنها حرف بزنی باز هم مرتب رنگ عوض می کنند.

- زن ها مثل الکل هستند دیر بجنبی همه شان می پرند.

- زنها مثل عینک دودی هستند با هر دو دنیا را تیره و تار می بینی.

- زنها مثل ظرف سفالی هستند بدون رنگ و لعاب جلوه ای ندارند.

- زنها مثل کامپیوتر هستند یک بار خودش را میگیری و یک عمر لوازم جانبی آنرا .

- زنها مثل کیک خامه ای هستند با نگاه اول آب از لب و لوچه آدم آویزان می شود اما کمی بعد دل آدم را میزند.

- زنها مثل زیر شلواری هستند مردا با هیچکدامشان جرأت نمی کنند به بازار بروند.

- زنها مثل توپ هستند تا لگدشان نزنی تکون نمی خورند.

- زنها مثل لاستیک سواری هستند کمتر از چهارتا بیفایده است.

- زنها مثل بچه ها هستند تا وقتی که ساکتند خوبند

گدای یهودی

 

دو گدا تو یه خیابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. یکیشون یه صلیب گذاشته بود جلوش، اون یکی یه ستاره داوود... مردم زیادی که از اونجا رد میشدن به هر دو نگاه میکردن ولی فقط تو کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول مینداختن.

یه کشیش که از اونجا رد میشد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیبه پول میدن و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمیده. رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا یه کشور کاتولیکه، تازه مرکز مذهب کاتولیک هم هست. پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی جلوت پول نمیدن، به خصوص که درست نشستی بغل دست یه گدای دیگه که صلیب داره جلوش. در واقع از روی لجبازی هم که باشه هر کسی رد بشه به اون یکی پول میده  ولی  نه به تو.

گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی "موشه" نگاه کن کی اومده به برادران "گلدشتین" بازاریابی یاد بده!

 

 

جک های نسبتاَ جدید

 

غضنفر می ره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش می پرسن چه طور بود؟

میگه آدمای خوبی بودن. دیدن من خوابم میاد، رو نوک انگشت راه می رفتن!

 

طرف داشته با خره فوتبال بازی میکرده.بهش میگن چرا با خر بازی میکنی؟ میگه همچینم خر نیست. 3 به 1 جلوئه!

 

حیف نون می ره بنگاه، می گن یه خونه داریم کنار راه آهنه. سر و صدا زیاده ولی بعد از یک هفته عادی می شه. حیف نون می گه: اشکالی نداره، این یک هفته رو می رم پیش داداشم.

 

یارو میره خواستگاری. ازش می پرسن چه کاره ای؟ روش نمیشه بگه قصاب، میگه لوازم یدکی گوسفند دارم!

 

به غضنفر میگن: یه میوه خوشمزه، آبدار و شیرین نام ببر؟

میگه: خیار!

بهش میگن: خیار کجاش آبدار و شیرینه؟

حیف نون میگه: با چایی شیرین بخور، نظرت عوض میشه!

 

جمشید از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. جمشید می گه: آخی! مریض بودی؟

 

زن از شوهرش می‌پرسه: عزیزم، تو منو دوست داری؟

مرد میگه: خوب معلومه عزیزم، اگه دوست نداشتم، چطور می تونستم هر شب بیام خونه پیشت، وقت و عمرم رو تلف کنم؟

 

یارو زنگ می زنه به دکتر خانوادگیشون، می گه: حال پدرم اصلا خوب نیست بیاین و نگاهی بهش بکنید.

دکتره میگه: من پرونده بابای شما رو خوب خوندم و می دونم باباتون کاملا سالمه فقط خیال می کنه که مریضه اصلا جای نگرانی نیست.

بعد از یک هفته دکتره زنگ می زنه به طرف تا حال پدرش رو بپرسه می گه: خوب، حال پدرت چطوره؟

یارو میگه: والا نمی دونم، فقط از دیروز تا حالا خیال می کنه که مرده!

 

سه نفر میرن دزدی! صابخونه بیدار میشه و دزدا میرن هر کدوم تو یه گونی قایم میشن! صابخونه میاد و به گونی اول لگد میزنه... صدای نون خشک در میاره! به دومی لگد میزنه ... صدای گردو در میاره! به گونی سوم لگد میزنه ... هیچ صدایی در نمیاد ... دویاره محکمتر لگد میزنه ... باز صدا نمیده!؟ دفعه سوم که لگد میزنه یارو با عصبانیت میاد بیرون میگه بابا ... آرده ، آرد ... آرد صدا نداره! میفهمی؟

 

به طرف میگن "تور" را تعریف کن؟ میگه: تور مجموعه سوراخهایی هستند که با نخ به هم وصل شده‌اند!

 

یارو تو پارک به نامزدش میگه: عزیزم اگه این درخت کاج زبون داشت الان به ما چی میگفت؟

نامزدش میگه اگه زبون داشت میگفت کره خر من زردآلوام نه کاج! ...

 

خدایا به من عشق بده تا شوهرم را دوست بدارم؛ صبر بده تا بتوانم تحملش کنم؛ اما قدرت نده که می زنم لهش می کنم! ...

 

هر کاری میکردن غضنفر رو از زیر آوار زلزله بیرون بیارن نمی گذاشته، فقط هی داد میزده من کاری نکردم به خدا، فقط سیفونو کشیدم!

 

برای شیر فرهاد داشتن دعا میکردن میگن: انشاءالله 100 سال عمر با عزت داشته باشی.

شیر فرهاد میگه: اگر چند سالش با لیلون باشد عیبی نداره

 

غضنفر داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم گرفت منو و خورد.

دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!!

غضنفر میگه: ای بابا، چه زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی!؟

 

زن: تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن

مرد: ... حق با توست، چون عقل من سر جاشه!

 

از بقراط می پرسن: فرق فلاسفه و ریاضیدانها چیه؟

میگه: ریاضی دانها هر مسئله ای رو سعی میکنن با کمک ریاضی حل کنن ولی

فلاسفه چیزهای حل شده رو هم با کمک فلسفه به مسئله تبدیل می کنن!!

 

جک و اس ام اس 90

 

سه تا پسر درباره پدرهایشان لاف می زدند اولی گفت: «پدر من سریعترین دونده است. اون می تونه یک تیر رو با تیرکمون پرتاب کنه و بعد از شروع به دویدن، از تیر جلو بزنه دومی گفت: «تو به این میگی سرعت؟ پدر من شکارچیه. اون شلیک میکنه و زودتر از گلوله به شکار میرسه سومی سرشو تکون داد و گفت: «شما دو تا هیچی راجع به سریع بودن نمی دونید. پدر من کارمند دولت است. اون کارشو ساعت ۴:۳۰ تعطیل میکنه و ۳:۴۵ تو خونه است.

 

یارو میره خواستگاری. بعد که دختره رو می‌بینه ازش می‌پرسن: خوب چطوره؟ پسندیدی؟
میگه: اینجوری نمیشه. یه محرمیتی چیزی بخونین، درست و حسابی ببینمش.
اونا رو محرم می کنن و یارو حسابی می‌بینش.
ازش می‌پرسن: خوب بالاخره پسندیدی؟
جواب میده: نه! دماغش خیلی بزرگه

 

دوتامرغ باهم حرف میزدن اولی گفت:من توی کیف دخترم عکس خروس پیدا کردم. دومی گفت:خوبه من توی کیف دخترم تخم مرغ پیداکردم.

 

به یه خروس می گن چه غذایی دوست داری می گه الویه چون سینه مرغ داره

 

آخرین پیام زلیخا به سوسانو: جومونگ گم گشته بازاید به بویو غم مخور

 

دلداری غضنفر به عیالش:
مهم نیست که قشنگ نیستی ! قشنگ اینه که مهم نیستی

 

به یارو می گن چرا جلوی بانک نشستی لنگتو باز کردی می گه آخه شنیدم به بازنشسته ها وام می دن.

 

زن رشتیه میره خط مقدم و برمیگرده، بهش میگن چه کار مفیدی انجام دادی؟ دست میذاره رو شیکمش میگه: یه بچه عراقی اسیر کردم.

 

آقایان وقتی می خواهند کاری انجام دهند، اول خوب فکر می کنند، بعد به حرف دلشان گوش می دهند، به خدا توکل می کنن و در آخر کاری را انجام می دهند که...‏ زنشان بگوید!!!

 

غضنفر ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه دوستش بهش میگه سحر صدات کنم؟؟ ترکه می گه نه همون غضنفر صدام کنی بهتره

 

به غضنفرمیگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم.

 

سخت ترین سوال رشتیها در کنکور : نام پدر

 

دو تا قومی با هم عروسی میکنن بچه شون قمقمه می شه.

 

 

 

جک و اس ام اس عاشقانه

پت ! پت ! پت ! پت ! پت !

پت ! پت ! پت ! پت!

پت ! پت ! پت !

پت ! پت !

این صدای موتور قلب منه که از دوریت ، به پت پت افتاده !!!




قشنگ ترین لحظه هایم رابا سخت ترین دقایقت عوض می کنم تا بدانی عاشق ترین پروانه ات بودم ومجنون ترین دیوانه ات هستم.


عشق یعنی اینکه وقتی می‌خوای برسونیش، رادیو پیام رو روشن کنی و ببینی کدوم مسیر پر ترافیک‌ تره!


اگه گفتی امروز چه روزیه؟
...
بگو دیگه
...
زیاد فکر نکن، امروز همون روزیه که دلم برات تنگ شده!

زندگی کن ولبخند بزن به خاطرآنهایی که با لبخندت زندگی می کنند.


در پارکینگ خاطراتم چشماتو پارک کردم. بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نری!

تقدیم به کسى که درکنارم نیست، اما حس بودنش به من شوق زیستن مى دهد.

صبح که چشماتو باز می کنی، بدون دیشب یه نفر به شوق دیدن تو چشماشو بسته.



می خواستم برات یه سبد گل بفرستم...
.ولی برات یه آینه می فرستم تا یک دنیا گل رو توی اون ببینی



سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی ، چون همه از نورت استفاده می کنن ولی اصلا نگات نمی کنن ، سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن .



انسان بودن یعنی اینکه وقتی با کسی مشتاقانه کوهی رو بالا رفتی اما رو قله حس کردی که ازش بی نیاز شدی یادت نره که اون پایین چقدر بهش نیاز داشتی .


ای همه هستی من از دنیا و سرنوشت ، قد تموم هستی و سرنوشت های آدمای دنیا دوست دارم .


اگرچه دوری ز اینجا ، تو یعنی اوج زیبایی ، کنارم هستی و هر شب به خوابم باز می آیی ، اگر هرگز نمی خوابند دو چشم سرخ و نمناکم ، اگر در فکر چشمانت شکسته قلب نمناکم ، ولی یادم نخواهد رفت ، که یاد تو هنوز اینجاست ، میان سایه روشن ها ، دل شیدایی من تنهاست ، نباید زود می رفتی و تنها کوچ می کردی .


نگاهت چشمه ساری است که مرا با خود به رویا می برد ، لبانم که از خستگی و سنگینی سکوت تکیه بر هم داده اند ، تا غروب مهربانی عشق تو را سجده می کنند .


دریا هرچه دور شود ساحل باز هم کنار دریا می ماند ، ساحلتم دریای من .


به نام ستاره ی شب تاریکم ، یک شب خوب تو آسمون ، یک ستاره چشمک زنون ، خندید و گفت کنارتم تا آخرش تا پای جون ، ستاره ی قشنگی بود آروم و ناز و مهربون ، ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون ، اما زیاد طول نکشید عشق منو ستاره جون ، ماهه اومد ستاره رو دزدید و برد نا مهربون ، ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی هم زبون ، حالا شبا به یاد اون چشم میدوزم به آسمون .


اگر در زندگی ناگاه یکی از سیم های سازت پاره شد آهنگ زندگی را آنچنان ادامه بده که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت .


همیشه تلخ ترین خاطرات زندگی را از کسی تجربه می کنیم که شیرین ترین خاطرات را با وی داشتیم .


خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای



سهم هر کسی که باشی خوش به حال روزگارش، آخه پاییز و زمستونش میشه رنگ بهارش..



ببین که چشم عاشق، داره ستاره میشماره
به انتظار چشمات، هر شب داره می باره
می خواد که فریاد بزنه که دل چه بی قراره، نمی تونه، نمیشه..
آخه عشق که صدا نداره..



کبوترم، لانه ی من بام توست، کجا روم؟ مرغ دلم رام توست، پادشه کشور عشقم ولی، نگین انگشتری ام نام توست..



میگن اگه میخوای تو عشقت شکست نخوری فقط یکی رو دوست داشته باش و بهش بگو تو رو بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم!


اگر همون قدر که ستاره در آسمون هست ماه بود، باز هم آسمون بدون تو سیاه بود!


عشق زائیده ی تنهایی است و تنهایی نیز زائیده ی عشق!



با یه قامت شکسته، با نگاهی مات و خسته، سرشو برده تو شونش، یه نفر تنها نشسته، توی تنهاییش یه درده، جای پای قلبی سرده، گل سرخی بوده اما، دیگه پژمرده و زرده، فارغ از دیروز و فرداش، غرقه تو دریای درداش، حسرتش یه عشق نابه، که وفا کنه به عهداش..




برای من که دلم چون غروب پاییز است، صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است..


ما می رویم، عشق می ماند، پس عاشق باش تا بمانی..

امروز با هم بودن را تجربه می کنیم و شاید فردا به یاد هم بودن را، پس امروز را بیا زیبا زندگی کنیم، به حرمت خاطرات فردا!


میگن عاشقا عشقشون رو زیبا می بینن. این دفعه که دیدمت خیلی زیبا شده بودی. نمی دونم تو هر دفعه داری زیباتر میشی یا من عاشقتر؟!


در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب!


دوست دارم بمیرم و سیاه پوشت کنم، دوست ندارم بمانم و فراموشت کنم..

تا نباشد این جدایی ها، کس نداند قدر یاران را، کویر خشک می داند، بهای قطره باران را..



شبی پرسیدمش با بی قراری، به غیر از من کسی را دوست داری؟ دو چشمش اشک شد از شرمساری، میان گریه هایش گفت: آری!؟..



بی تو در سینه ی من دل دیگه جایی نداره، زندگی بی گل روی تو صفایی نداره، از غم دوری تو ای گل یکدونه ی من، دردی افتاده به جونم که دوایی نداره..


خدا کند که بدانی چه قدر محتاج است، نگاه خسته ی من بر دعای چشمانت..



هر وقت حس کردی فاصله ها ما را از هم دور کرده اند به یاد خاطره های با شکوهمان بیفت. باور کن فاصله ها هیچ وقت حریف خاطره ها نمی شوند..



مژه بر هم نزن ای دوست که بادم ببرد، چون سبک تر شده ام از پر کاهی ز غمت!


بنویس با خط الماس، رو تن نازک شیشه، که بدون نور چشمات شب من سحر نمیشه..


تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را، میان ربنای سبز دستانت دعایم کن، که محتاج دعای جمله یارانم..


some love one
some love two
i love one
that is you
I love you



عشق یعنی همه چیز را برای یک هدف دادن و به پاداشش هیچ چیز نخواستن!

 چند جک از دیار اصفهان نصف جهان !

جک اصفهانی
۱۱- یه اصفهانیه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه می‌كردن!
قاضی بهش می‌گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستید!
یهو یكی از افراد بسیار محترم جامعه از پشت دادگاه داد می‌زنه: ای كثافت بی شرف!
دوباره قاضی می‌گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زنتان با ضربات چكش هم هستید!
دوباره اون فرد محترم می‌گه: ای آشغال كثیف!
قاضیه این دفعه دیگه عصبانی می‌شه و می‌گه: آقای فرد محترم جامعه! می‌دونم كه به خاطر این بی رحمی و جنایت چقدر از این آقا بدتون میاد، اما اگه یك بار دیگه از این حرفای رکیک بزنین ناچار می‌شم كه از دادگاه اخراجتون كنم!
فرد محترم می‌گه: مساله این نیست كه ازش بدم میاد، مشكل اینه كه من 15 ساله‌ كه همسایه‌ی اینام و در طی این 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگیرم، گفته كه ما چكش نداریم!

۲- اصفهانیه 25 تومانی تو دستش عرق می كنه، می گه هرچی گریه كنی خرجت نمی كنم

۳- بلیط های اصفهان از 20 تومن به 10 تومن كاهش پیدا می كنه، اصفهانیا اعتراض می كن. ازشون می پرسن واسه چی اعتراض كردین می گن چون قبلا كه پیاده می رفتیم 20 تومن به نفعمون بود، اما حالا 10 تومن به نفعمونه!

۴- اصفهانیه به پسرش می گه وقتی می خوای با نامزدت بری سینما، داخل سینما باهاش قرار بذار، تا اون پول بلیط خودش رو خودش بده! پسره می گه: اِاِاِاِاِ، پس پول بلیط منو کی حساب کنه؟

۵- به اصفهانیه میگن انگیزه ات چیه هی کنکور می دی؟ میگه: به خاطر ساندیس و کیک!

۶- اصفهانی ها وقتی مهمان براشون میاد این طوری تعارف می کنند: لطفا این میوه ها را هم ملاحظه بفرمایید!

 


 SMS های یوزارسیف و زلیخا !!!داغ داغ!!!

۱-  خادم مردم مصر ( یوزارسیف) از فردا سفرهای استانی خود را آغاز خواهد کرد!

۲- پیروزی حق بر باطل و آزادگی بر اسارت مبارک. جانشینی یوزارسیف بر تمامی آمون ستیزان خجسته باد! قزوین

۳- خبر فوری : شناسایی و دستگیری جاسوسان معبد آمون در قصر توسط سربازان گمنام یوزارسیف

۴- قابل توجه کلیه کشاورزان محترم!  قزوین

از اول دی ماه برای دریافت تسهیلات وام کشاورزی می توانید ، به دفتـر جناب یـــوزارسیف مراجعه فرمایید! 

۵- و این گونه بود که پس از دیدار یوسف و زنان مصر پرتقال خونی به بازار آمد

۶-                                زلیخا ماند در این حسرت که یوسف گشت زندانی

                                           چرا عاقل کند کاری که باز ارد پشیمانی

۷- زندانیان زندان قزوین با ارسال طوماری خواستار انتقال یوزارسیف به زندان قزوین شدند.

۸- یه ضرب المثل قزوینی میگه:   زندگی بدون عشق مساوی است با: جمعه بدون یوزارسیف!؟

۹- قزوینیها با ۲۰۰۰ نفر جهت آزادی یوزارسیف عازم مصر شدند !!!

۱۰-  فرج الله سلحشور : صحنه پیشنهاد زلیخا چندین بار فیلمبرداری شد! چون مجبور شدیم به بازیگر نقش یوسف بفهمانیم که تو باید امتناع کنی!

 

 

 

اوهـ ـ ـ ـ ـ ـ ـوم

این مطلب فقط جنبه طنز و شوخی داره و امیدوارم هیچ یک از هموطنان گلم ناراحت نشه

 

1-در شهر خرم آباد از استان لرستان: شرایط عبارتند از: 

 *داشتن باشگاه بدنسازی

 *داشتن حداقل یك مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران 

 *داشتن عكس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

 *بازگرداندن كمك های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!! 

 *نكته:در صورتی كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز) 

2-شهر تبریز از استان آذربایجان شرقی، شرایط عبارتند از:

 *تلفظ حرف ق

 *ادای كلمات قلقلك و قوز بالای قوز بدون كوچكترین اشتباه! 

 *دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف 

 *بلد بودن جك های متعدد درباره بچه های تهران 

 *داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كامیون حامل جك های صادراتی تبریز به استان های همجوار. 

3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان. شرایط عبارتند از:

 *توانایی قورت دادن سه كیلو تریاك 

 *توانایی عبور 20 كیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی 

 *داشتن مزرعه خشخاش 

 *آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاكستانی 

 *دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور! 

4-شهر رشت از استان گیلان. شرایط عبارتند از:

 *داشتن روحیه مهمان نوازی! 

 *داشتن روحیه مهمان نوازی! 

 *داشتن روحیه مهمان نوازی! 

5-شهر اصفهان از استان اصفهان. شرایط عبارتند از:

 *خوردن موز به صورت دو بار در هفته!  

 *دست و دلباز بودن

 *داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یكبار برگزاری مهمانی فامیلی 

 *ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی! 

 *راستگویی و صداقت!!! 

6-شهر های سنندج و كرمانشاه از استان های كردستان و كرمانشاه. شرایط عبارتند از:

 *توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت 

 *نداشتن سیبیل 

 *تعهد به خاك ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی! 

 *نداشتن سابقه دعوا و قلدری 

 *نبریدن سر نویسنده این مطلب!!! 

7-شهر آبادان از استان خوزستان. شرایط عبارتند از:

 *كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عینك آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب! 

 *پوشیدن پیراهن و شلوار سفید 

 *نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راكی-رامبو-جكی چان-بروسلی و بیل كلینتون 

 *نداشتن هیچ گونه ادعای مالكیت نسبت به برج ایفل â €"برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد! 

 *داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد) 

8-شهر یزد از استان یزد. شرایط عبارتند از:

 *توانایی زیستن در آب و هوای خوش. 

 *آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا 

 *نداشتن روحیه آب زیر كاه و رندی 

 *ادای حرف های خ و ق بدون تشدید 

9-شهر تهران از استان تهران. شرایط عبارتند از:

 *داشتن تنها دو دوست دختر 

 *آشنا نبودن با معنی و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تیغیدن و .... 

 *داشتن روحیه جوانمردی

دانلود دوربین مخفی - کلیپ ترساندن مردم

در این کلیپ بسیار زیبا خواهید دید که یک مجسمه حرکت می کند و ...

3.04 مگابايت

2.86 مگابايت

شیرین از عبید زاکانی

چند حکایت از عبید زاکانی

عربی با پنج انگشت میخورد
او را گفتند:چرا چنین میخوری
گفت:اگر به سه انگشت لقمه گیرم ،دیگر انگشتانم را خشم آید عبید زاکانی

 

مردی را که دعوای پیغمبری می کرد نزد معتصم آوردند
معتصم گفت:شهادت میدهم تو پیغمبر احمق هستی
گفت:آری،از آنکه بر قوم شما مبعوث شده ام و هر پیامبری از نوع قوم خود باشد.عبید زاکانی

 

آخوندی را گفتند
خرقه خویش را بفروش
گقت:اگر صیاد دام خود را فروشد به چه چیز شکار کند عبید زاکانی

 

زشت رویی در آیینه مینگرست و می گفت:
سپاس خدای را که مرا صورتی نیکو بداد
غلامش ایستاده بود و این سخن می شنید و چون او بدر آمد،کسی بر در خانه او را از حال صاحبش پرسید
گفت:در خانه نشسته و بر خدا دروغ می بندد عبید زاکانی

 

موذنی بانگ میگفت و می دوید
پرسیدن که چرا میدوی
گفت:میگویند که آواز تو از دور خوش است
میدوم تا آواز خود بشنوم عبید زاکانی

 

شخصی با دوستی گفت:
پنجاه من گندم داشتم ،تا مرا خبر شد موشان تمام خورده بودند
او گفت:
من نیز پنجاه من گندم داشتم،تا موشان خبر شد من تمام خورده بودم عبید زاکانی

 


ادامه نوشته

انشا یک بچه دبستانی در مورد ازدواج

نام : كمال    

كلاس :دوم دبستان    

موزو انشا : عزدواج!

انشا یک بچه دبستانی در مورد ازدواج

هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم.

تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است. 


حتمن ناسرادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشكلات انسان را آدم می كند. 

 در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم. 

از لهاز فكری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود. 

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند كه كارشان به تلاغ كشیده شده و چه بسیار آدم های كوچكی كه نكشیده شده. مهم اشق است ! 

اگر اشق باشد دیگر كسی از شوهرش سكه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید 

من تا حالا كلی سكه جم كرده ام و می خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.  

 
مهریه و شیر بلال هیچ كس را خوشبخت نمی كند. 


همین خرج های ازافی باعث می شود كه زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود. 

دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی كم بوده كه نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ایم كه بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمكی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می كند!  

 
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یك زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یك خانه درختی درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست. از آن موقه خاله با من قهر است. 


قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می كند بعد آشتی می كند ولی اگر دعوا كند بعد كتك كاری می كند بعد خانومش می رود دادگاه شكایت می كند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان! 

البته زندان آدم را مرد می كند.عزدواج هم آدم را مرد می كند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است! 

این بود انشای من.

دختر بودن یعنی


 

www.taknaz.ir - دختر بودن یعنی + طنز

دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن!

دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن!

دختر بودن یعنی كله قند و لی لی لی لی ...

دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!

دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت

دختر بودن یعنی همونی باشی كه مادر و خاله و عمه ت هستن

دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار!
دختر بودن یعنی چرا خونه اونقد کثیفه ؟؟!

دختر بودن یعنی دختر و چه به رانندگی؟ تو باید ماشین ظرفشویی برونی !

دختر بودن یعنی باید فیلم مورد علاقه تو ول كنی پاشی چایی بریزی!

دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن!

دختر بودن یعنی حق هر چیزی رو فقط وقتی داری كه تو عقدنامه نوشته باشه!

دختر بودن یعنی شنیدی شوهر سیمین واسه ش یه سرویس طلا خریده 12 میلیون؟

دختر بودن یعنی ببخشید میشه جزوه تونو ببینم؟!

دختر بودن یعنی به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا...

دختر بودن یعنی برو تو ، دم در وای نستا!

دختر بودن یعنی لباست 4 متر و نیم پارچه ببره!

دختر بودن یعنی خوب به سلامتی لیسانس هم كه گرفتی دیگه باید شوهرت بدیم!

دختر بودن یعنی كجا داری میری؟!

دختر بودن یعنی تو نمیخواد بری اونجا ، من خودم میرم!

دختر بودن یعنی كی بود بهت زنگ زد؟! با كی حرف میزدی؟! گوشیت و بده ببینم !

دختر بودن یعنی خیلی خودسر شدی!

دختر بودن یعنی اول ناموس پدر و برادر بعد هم ناموس شوهر !

دختر بودن یعنی
با لباس سفید اومدن با کفن رفتن !
دختر بودن یعنی
چون پیر شدم میخواد طلاقم بده رفته صیغه کرده !

دختر بودن یعنی فقط میتونی معشوق باشی..عاشق شدن هرگز !

دختر بودن یعنی اجازه گرفتن واسه هرچی ، حتی نفس كشیدن !!

دختر بودن یعنی وا یعنی چی کتکت میزنه مگه کم تو خونه از بابات خوردی..برو سر خونه زندگیت..مردم حرف در نیارن !!! ...
 
 
متاسفم واقعا واسه این فرهنگ ایرانی!!!

pardis

به غضنفر میگن: بابات به «رحمت ایزدی» پیوست
!غضنفر میگه: «رحمت ایزدی» دیگه كیه؟
میگن: نه، منظورمون اینه كه «به دیار باقی شتافت»!
میگه: «دیار باقی» كجاست؟
میگن: یعنی «دار فانی» رو وداع گفت!
میگه: «دار فانی» دیگه چه‌جور داریه؟
میگن: یعنی «رخت از این دنیا بر بست»!
میگه: منظورتون رو نمی‌فهمم!
میگن: الاغ! بابای خرت مرد!
میگه: خر من كه بابا نداشت

درد دل دختر با مامانش

women_together.jpg 

 دختری با مادرش در رختخوابدرددل می کرد با چشمی پر آبگفت:

مادر حالم اصلا خوب نیست

زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟

روی دستت باد کردم مادرم!

سن من از بیست وشش افزون شد

دل میان سینه غرق خون شد

هیچ کس مجنون این لیلا نشد

شوهری از بهر من پیدا نشد

غم میان سینه شد انباشته

بوی ترشی خانه را برداشته!

مادرش چون حرف دختش را شنفت

خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

دخترم بخت تو هم وا می شود

غنچه ی عشقت شکوفا می شود

غصه ها را از وجودت دور کن

این همه شوهر یکی را تور کن!

گفت دختر مادر محبوب من!

ای رفیق مهربان و خوب من!

گفته ام با دوستانم بارها

من بدم می آید از این کارها

در خیابان یا میان کوچه ها

سر به زیر و با وقارم هر کجا

کی نگاهی می کنم بر یک پسر

مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟

غیر از آن روزی که گشتم همسفر

با سعیدویاسر وایضا صفر

با سه تاشان رفته بودم سینما

بگذریم از مابقی ماجرا!

یک سری هم صحبت صادق شدم

او خرم کرد آخرش عاشق شدم

یک دو ماهی یار من بود و پرید

قلب من از عشق او خیری ندید

مصطفای حاج علی اصغر شله

یک زمانی عاشق من شد

،بله بعد جعفر یار من عباس بود

البته وسواسی وحساس بود

بعد ازآن وسواسی پر ادعا

شدرفیقم خان داداش المیرا

بعد او هم عاشق مانی شدم

بعد مانی عاشق هانی شدم

بعدهانی عاشق نادر شدم

بعد نادر عاشق ناصر شدم

مادرش آمد میان حرف او

گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!

گرچه من هم در زمان دختری

روز و شب بودم به فکر شوهری

لیک جز آن که تو را باشد پدر

دل نمی دادم به هرکس اینقدر

خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی

واقعا که پوز مادر را زدی

نوشته های خنده دار دانشجویان زیر برگه امتحان

نوشته های خنده دار دانشجویان زیر برگه امتحان
با پایان یافتن امتحانات پایان ترم برخی استادان هنوز در مراحل تصحیح اوراق امتحانی هستند که در این میان به نامه‌هایی از دانشجویان خود برخورد می کنند که تنها طلب نمره 10 را دارند تا درس مورد نظر را پاس کنند.

تعطیلات تابستانه دانشگاهها با اتمام روزهای پرتنش پایان ترم آغاز شد اما هنوز هستند استادانی که در کش و قوس تصحیح اوراق امتحانی دانشجویانشان قرار دارند و در این میان با حاشیه هایی هم روبه رو می شوند.

برخی دانشجویان که یک ترم را با اندک زحمتی به اتمام می رسانند تا با امتحانات پایان ترم دست و پنجه نرم کنند، بیشتر اوقات با این امید در جلسه امتحان حاضر می شوند تا با نوشتن عریضه ای و با کمک گرفتن از کلماتی شاید عاطفی و تاثر برانگیز و حتی خودمانی برای گرفتن تنها یک نمره 10 دل استاد را به دست آورند.
 
 
www.dordone.com عکس هایی از نوشته های خنده دار دانشجویان زیر برگه امتحان

زرنگ بازی نداریم!
محمدرضا فهمیزی - استاد رشته ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی در گفتگو با مهر با این برداشت که نامه نوشتن دانشجو برای استاد در هنگام برگزاری امتحانات پایان ترم به مسائل فرهنگی مربوط می شود و هر استاد یا معلمی که تدریس می کند با این حاشیه ها روبه رو است بر این باور است که این دانشجویان عریضه نویس تنها با زرنگ بازی می خواهند از یک درس نمره قبولی بیاورند.

وی می گوید تنها در یک صورت به دانشجویانش بر اساس این نامه ها حاضر است کمک کند و آن هم در شرایطی است که بداند دانشجویش بدون زرنگ بازی و میان بر زدن واقعاً مشکلی داشته و به دلیل این مشکل بدون آمادگی قبلی در جلسه امتحان شرکت کرده است.

این استاد دانشگاه که معمولاً این نامه ها را میان اوراق امتحانی دانشجویان می بیند در ارتباط با عمده ترین دلایل نامه نوشتن دانشجویان به تاثربرانگیزترین قسمت آن اشاره کرد و گفت: بیشتر آنها پای مسائل عاطفی را به میان می کشند و درست مثل متکدیان دروغین خیابانها که نامه می نویسند و می گویند مادر یا پدرش در بیمارستان است و احتیاج به کمک دارد، این دانشجویان هم برای گرفتن نمره به شیوه های مختلف نامه می نویسند.
 
www.dordone.com عکس هایی از نوشته های خنده دار دانشجویان زیر برگه امتحان

نمونه ای از یک عریضه دانشجویی در برگه امتحانی

دانشجویان با به کار بردن تمام احساساتشان در نوشتن این جملات سعی می کنند به نوعی دل استادشان را به دست آورده و نمره ای دریافت کنند تا به قول خودشان از درسی راحت شوند که در طول ترم هم حتی یک خط از آن درس را مرور نکرده اند و چند ترم متوالی هم نمی توانند آن را پاس کنند.

اعتقاد یک استاد دست و دلباز
استادان در شیوه برخورد با این گونه نامه ها به دو دسته تقسیم می شوند. دسته نخست آنهایی که حتی غلط املایی هم از این نامه دانشجویان می گیرند و توجهی به محتوای آن نمی کنند و دسته دوم استادانی که فقط در برخی شرایط خاص به این نامه ها ترتیب اثر می دهند.

علیرضا رهایی رئیس دانشگاه امیرکبیر در گفتگو با خبرنگار مهر دست و دلبازی خود را نشان داد و گفت: من اگر شرایط دانشجو را واقعا نامساعد ببینم به این نامه ها توجه می کنم و کمک می کنم تا حداقل درس را پاس کند.

البته مهدی صادقی شاهدانی رئیس و استاد دانشگاه علوم اقتصادی در این زمینه می گوید سیستم آموزشی این دانشگاه به گونه ای طراحی شده که هیچ دانشجویی مجبور به نوشتن نامه نباشد و البته اگر استادان هم در این شرایط بخواهند به دانشجویان کمک کنند، برابر مقررات با آنان رفتار می شود.
 
www.dordone.com عکس هایی از نوشته های خنده دار دانشجویان زیر برگه امتحان

دانشجویان چه می گویند
به گزارش مهر، سالهاست باب شده دانشجویان از این شیوه نمره گرفتن دست برنمی دارند و این ماجرا همچنان ادامه دارد. البته خودشان هم می دانند که استادان در 99 درصد مواقع نه تنها توجهی به این نامه ها ندارند بلکه شاید تنها با یک لبخند ساده یا تکان دادن سری از روی تاسف از کنار این نامه ها بی توجه بگذرند و تنها بر اساس پاسخهای سئوالات به دانشجویان نمره بدهند.

دانشجوی ترم 5 یک دانشکده غیرانتفاعی که مدعی است درس روش تحقیق را سه ترم است به خاطر استاد سخت گیرش نمی تواند پاس کند، اظهار گله مندی می کند که چرا استادان فکر می کنند دانشجو تنها باید بیاید دانشگاه و فقط درس بخواند. چرا استادان فکر می کنند زمان تحصیل نباید کار کرد و فقط درس خواند و حتی شرایط سخت ما را که مجبوریم کار کنیم درک نمی کنند.

وی افزود: در این مدت فقط یک بار مجبور شدم به استادم نامه بنویسم. اما حتماً بی اثر بوده که مجبورم در ترم آینده هم این درس را بگذرانم.

دانشجویی که نخستین سال تحصیلی دانشگاهی خود را در یکی از واحدهای دانشگاهی به اتمام رسانده می گوید هنوز به مرحله ای نرسیده که مجبور به نامه نوشتن در انتهای کاغذ سئوالات یا پاسخنامه باشد.

وی اضافه کرد: شاید در ترمهای بعدی که شاغل می شوم مجبور باشم این کار را انجام دهم!
 
www.dordone.com عکس هایی از نوشته های خنده دار دانشجویان زیر برگه امتحان

تلاش یک دانشجو برای گرفتن نمره 10

در حالیکه بیشتر دانشجویان دلیل عمده این عریضه نویسی ها را اشتغال همراه با تحصیل می دانند، اساتید دانشگاه چندان به این موضوع اعتقادی ندارند و این موضوع را تنها یک بهانه می دانند.
 
www.dordone.com عکس هایی از نوشته های خنده دار دانشجویان زیر برگه امتحان

دانشجو به نمره کمکی استاد نیاز ندارد

احمد جزایری استاد دروس سیاستگزاری و ارتباطات که معمولاً با گروه خاصی از دانشجویان شاغل سروکار دارد به موارد متفاوتی در این زمینه اشاره کرد.

وی تاکید کرد به علت شیوه خاصی که در یادگیری دانشجویان به کار می بندد اکثر دانشجویانش نیاز به نوشتن این نامه ها ندارند اما اگر هم موقعیتی پیش آمده که با چنین عریضه هایی روبه رو شود، کمکی نمی کند.
 
www.dordone.com عکس هایی از نوشته های خنده دار دانشجویان زیر برگه امتحان

این استاد دانشگاه گفت: این دانشجویان پایین اوراق امتحانی یا هر قسمت از اوراق سوالات و جوابها را که سفید پیدا می کنند، نوشتن را از سر می گیرند و همیشه هم سعی می کنند نهایت زیبا نوشتن را به کار ببندند اما برای من بی تاثیر است و نمره ای اضافه نمی کنم.

به گزارش مهر، نامه نگاری دانشجویان برای استادان این روزها در برخی موارد در دبیرستانها هم شیوع پیدا کرده است. به راستی دلیل شیوع این التماسهای بی پاسخ چه می تواند باشد؟ تنبلی تحصیلی که بیماری مسری در میان دانشجویان است، اشتغال همزمان با تحصیل، ظهور پدیده "شب امتحانی"، افزایش مشکلات و دغدغه های دانشجویان نسبت به گذشته، مدرک گرایی و اعتقاد به این موضوع که تنها مدرک مهم است و یا از همه اینها مهمتر کاهش انگیزه برای کسب نمرات بالا پیشرفت یا موفقیت تحصیلی؟
 
www.dordone.com
 

داستان طنز

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز

است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه

میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره

خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که

شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را

چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس

به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس

به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم .

همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت .

امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه

. وای چه قدر اینجا گرمه  !! 

چه کسی می‌تواند رضازاده را کول کند؟

عکسی از حسین رضازاده، در روزهایی که هنوز وارد مدیریت ورزش نشده بود.

احکام چت در اسلام (طنز)

* اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند ،واجب است كه قبل از شروع چت ، صيغهء حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود . اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكارجاري گردد.

* كليك كردن هر دو نفر مستحب است.

* بديهي ايست كه اين صيغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهوا و چه عمدا ، صيغه خود به خود فسخ مي گردد.

* اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد.زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجره چت يا بيشتر از آن نيستند.

* دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغهءمجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغهء مجازي حلاليت را ندارند ( چت درحد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيك كمتر) .

* صيغهء مجازي محرميت ، همچون صيغهء مجازي حلاليت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهدگرفت.

* تمام احكام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يكسان ميباشد.

* مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجرهءتوامان چت را ندارند.

* فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد.

* چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حرامزاده در مورد آن مصداق دارد.

* اگر به هر علت غير ارادي ، مثل وقوع زلزله ، هنگ  كردن ناگهاني سيستم ، قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و قس الي الهذا ، ايكوني قبل از جاريشدن صيغه ارسال گردد ، احكام ايكون هاي حرامزادهء مشبهه بر آن صادق است.

* بستن پنجرهء چت به اختيار مردان مي باشد . چنانچه زني قبل از مرداقدام به بستن آن بكند ، واجب است تا 4 روز عدهء پنچرهء بسته شده را به جا بياورد . قبل از پايان عده ، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد.

* چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغهء مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بكند ، اين چت به منزلهء زناي محصنهء مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد.

* اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد ، با علم به متاهل بودن زن ، حتي در صورت جاري شدن صيغهءمجازي حلاليت حد تعزيري شلاق اينترنتي بر اولازم مي گردد.

* زنان و مردان مشمول صيغهء مجازي حلاليت ، در صورت چت كردن بدون جاري نمودن صيغه ، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترنيمحكوم شده و در صورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد ه  في النت بوده و اجراي حكم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است

آخرین مدل حالگیری!!!

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.
پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:
لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:
روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان.....

حاضر جوابی دانش اموز

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد
معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجود اينکه پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد
دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم
معلم گفت: اگر حضرت يونس به بهشت نرفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد !


عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند
معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله
يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده .

برگرفته از بهترین وبلاگ

 

مشتری مداری

در يکي از غذاخوري‌هاي بين‌راه بر سر در ورودي با خط درشت نوشته بود:

شما در اين مکان غذا ميل بفرماييد، ما پول آن را از نوه شما دريافت خواهيم کرد.

راننده‌اي با خواندن اين تابلو اتومبيلش را فوراً پارک کرد و وارد شد و ناهار مفصلي سفارش داد و نوش‌جان کرد.

بعد از خوردن غذا سرش را پايين انداخت که بيرون برود، ولي ديد که خدمتگزار باصورتحسابي بلند بالا جلويش سبز شده است. با تعجب گفت :

مگر شما ننوشته‌ايد که پول غذا را از نوه من خواهيد گرفت؟

خدمتگزار با لبخند جواب داد: چرا قربان، ما پول غذاي امروز شما را از نوه‌تان خواهيم گرفت
ولي اين صورتحساب مال مرحوم پدربزرگ شماست !

توصیف یک دانش آموز از یک کلاس ریاضی!

دانش آموزی از یک کلاس ریاضی خارج میشود،از وی می پرسند چطور بود؟

جواب می دهد خیلی مسخره!!

می پرسند چرا؟!

می گوید:

معلم ریاضی ما یک ساعت تلاش کرد تا ثابت کند،دو مثلث که خودش از اول برابر رسم کرده بود با هم برابرند!!

 

اپ دوم(عاقبت حسنی)

سلام.خوابم نبرد گفتم بیام یه اپ طنز بزارم

راستی ......

واقعا ممنون از خوشامدگوییتون(با نویسنده های وبم)

البته بجز اقا فرشید که بهم گفت(ممنون)

میبینم که چند تا از دوستامم  که تو وب کل بودن اینجا عضون

واما اپ........

اپم یه ریزه زیاده ولی باحاله حتما ادامه مطلب رو بخونید

حسنی نگو جوون بگو

علاف و چش چرون بگو

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه

نه سیما جون ،نه رعنا جون

نه نازی و پریسا جون

هیچ کس باهاش رفیق نبود

تنها توی کافی شاپ

نگاه می کرد به بشقاب !

باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟

نه نمی رم نه نمی رم

به دخترا دل می بازی ؟!

نه نمی دم نه نمی دم



گل پری جون با زانتیا

ویبره می رفت تو کوچه ها

گلیه چرا ویبره میری ؟

دارم میرم به سلمونی

که شب برم به مهمونی

گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین

یه کمی به من سواری می دی ؟!

نه که نمی دم

چرا نمی دی ؟

واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم

اما تو چی ؟

نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری

موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه



در واشد و پریچه

با ناز اومد توو کوچه

پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟

مامان پری ،از اون بالا

نگاه می کرد تو کوچه را

داد زد وگفت : اوی ! بی حیا

برو خونه تون تورا بخدا


ادامه نوشته

درد دل با خدا





گفتم خدایا از همه دلگیرم ...

گفت حتی از من ؟

گفتم خدایا دلم را ربودند ...

گفت پیش از من ؟

گفتم خدایا چقدر دوری ...  

گفت تو یا من ؟

گفتم خدایا تنها ترینم ...

گفت پس من ؟

گفتم خدایا کمک خواستم ...

گفت غیر از من ؟

گفتم خدایا اینقدر نگو من ...

گفت من توام تو من ...

(داستان طنز)

یه روز یکی از خدا می پرسه:
خدایا ۱۰۰۰ سال برات چقدره؟
خدا می گه:
به اندازه ی یک دقیقه!
باز از خدا می پرسه:
خدایا ۱۰۰۰۰۰۰۰ دلار برات چقدره؟
خدا می گه:
به اندازه ی یک ریال!
می گه:
پس خدا یک ریال به من بده!
خدا می گه:
باشه فقط یک دقیقه صبر کن!!!

ههههههههههههههههههههههههههههههههه  كوفت

فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.

هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.

وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.

هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست.

و اما خبر بد

این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.

هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه...

.....................

 حالا من کى مى تونم برم خونه‌مون ؟

 

بيچاره سهراب اگه بدونه............

اهل دانشگاهم
رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!

دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب.

اهل دانشگاهم
قبله‌ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
من نمی‌دانم که چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
(چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید)
باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم!


کار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی!
کار ما شاید این است
که مدرک در دست
فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را
پر بکنیم

عروس

انواع بله گفتن عروس

ادامه نوشته

زنان...

دیروز........خطاب به زنان:
پوشیدن این لباس ممنوعه
امروز........خطاب به زنان:
ورود خانم ها به سفره خونه ها و قهوه خونه ها ممنوع
فردا........خطاب به زنان:
...........................ورو​د خانم ها به خیابان ها ممنوع
و کمی بعد........خطاب به زنان:
کلا ممنوعید...خوش اومدید...خیر پیش..

اگه...


اگه نیوتن موبایل داشت هیچوقت جاذبه زمین کشف نمیشد .

اوهوم

همه چی آرومه من چقد خوش تیپم !!!!

اولین آپ من

سلــــــــــــــام علیتم چطـــــــــول مطولین؟؟

موضوع انشائ عزدواج:


نام : کمال.

کلاس : دبستان.

موزو انشا : عزدواج!

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.

تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم. از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید.

من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه وشیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند.

همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود.

دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. می گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید . ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست.آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!

البته زندان آدم را مرد می کند.عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!

این بود انشای من.

pardis

ســـــــــــلام !! احوالاتتون ؟!؟!؟!   تابستون خوش میذگره ؟!! 

به هر حال ایــــــــّام به کـــــــام !!!

اینم یه پست واسه جواب به یه سری سوالای .... ! (بعد از اینکه خوندین ، خودتون بگین)

حتتتتتتتتتتتماً بخونینااا .... تا آخر ! از ما گفتن ...

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم !


یارو زده روح الله داداشی رو کشته، حالا گرفتنش میگه حالا چی میشه اعدامم میکنن؟؟ 

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میری مرحله بعد باید محراب فاطمی روهم بکشی !!


روی نیمکت توی پارک ، روزنامه دستمه ... اومده میگه ... روزنامه میخونی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم !!

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم :

پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس ، میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم !!!!

سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون گفتم مرسی آقا ... می گه پیاده می شین؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد !!


هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم ... آمپولارو دادم به پرستاره ...میگه آمپول بزنم؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم !

تو رستوران پیشخدمتو صدا کردم ... میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده! میگه مرده؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیای نجاتش بدی !!!


رفتم بچه خالمو از مهدکودک بيارم ... مربيه ميگه بچه رو ميبريدش؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ همينجا ميخورمش (!)


مگس نشسته رو برنج به خواهرم میگم: مگـــــــــــــــــس ... ! میگه بکشمش؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ  زشته برنج خالی بخوره یکم خورشت بریز واسش !!!!!

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه !!!

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده : آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟    

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم ، نور چشام !!

مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم :

پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس !!!!!


خالم کارت سوخت ماشینشو برداشت . داره میره ، دخترخالم میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ میگم :

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میره آب هویچ بریزه تو باکش نور چراغاش زیاد شه !!!

دوستم ساعت ۵-۴ صبح زنگ زده ...گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم...میگه خواب بودی؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته !!


رفتم سم بخرم واسه سوسك يارو ميگه ميخواين سريع بميره؟! گفتم : 

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام شكنجش كنم ازش اعتراف بگيرم!!!

طوطي گرفتم فاميلمون اومده ميگه طوطيه؟ گفتم:

پـَـَـ نــه پـَـَــــ يا کريمه يه کم با فتوشاپ تغييرش دادم !!

طرف به استادش ميگه لطفا كمكم كنيد دارم مشروط ميشم . ميگه نمره ميخواي ؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاكي كه بايد بريزه تو سرش ميخواد !!

نکات ایمنی در امتحان

   نوشته های طنز استاد یمغانی

 

اینم خاطره ای از یک روز امتحانی

این نوشته طنز رو که میبینید اثر استاد قلی یمغانی(چون از اسم قلی خوشش میاد یه شخصیتی به نام  قلی قلوی

 داره ولی اسمش علیرضا هست) استاد درس سیستم و ساختار فایل به قل خودش (سیختم ساختار) می باشد 

این نوشته ها رو سر امتحان میان ترم پای تخته نوشت خیلی جالب بودن ما که همگی سر امتحان

 کلی خندیدیم  (ایشون یه مدت شعر و نوشته های  طنز مینوشتن)من اولین ردیف کلاس بودم 

 بچه های دیگه کلی تقلب کردن

 

نکات ایمنی در امتحان

1-  در حین تلاش برای دیدن برگه بغل دستی قیافه ی حق به جانب بگیرید


2- بغل دستی محترم لطفا با اولین سرفه یا عطسه پاسخ را اعلام فرمایید (گلوی مفت که نداریم)

 

3- هم  اینک منتظر کمک های شما هستیم (جمعی ازبغل دستی های امیدوار  مناطق محروم)

 

4-  اشکال  و   به ترتیب کدام است؟(کاردانی و کارشناسی صد سال بعد)

 

الف)تبخیر دانشجویان میان ترم ، یخ زدگی شدید در فاینال          



ب)بخار آب ، یخ



ج)تبخیر در فاینال  ، یخ زدگی شدید در فاینال


د)هر سه صحیح است (گیر دادیا)

 

5- برای دیدن برگه بغل دستی تنها حرکت چشم کافی نیست. حرکت گردن هم لازم است(حرکت زاویه چشم محدود است)

 

 

6- هر گونه بد خطی بغل دستی را اعلام فرمایید.

 

 

7- درشت و درست بنویسید (چشممون در اومد انقدر زل زدیم)

 

 


8- از خوردن خودکار ، مداد ، ... و ضرب و شتم به وسیله ی آنها خودداری فرمایید (بغل دستی بیچاره سوراخ شد انقدر بهش زدی)

 

 

9- از موبایل بغل دستی فقط به عنوان ماشین حساب استفاده کنید

 

10- در گرفتن پاسخ سوالی که بغل دستی شما نمی داند اصرار نکنید(اونم


دانشجو دیگه گناه داره بیچاره نمیدونه)

 

عکس های خنده دار و دیدنی

ادامه نوشته

اینم یه بازی مخصوص مادربزرگ ها

مگه میشه تو زندگی شاد نباشی

 

آره واقعا  مگه میشه شاد زندگی کرد اگه این دولت  و این گرونی بذاره