سعی کنیم اینگونه باشیم
یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند .این پیام را پیش خود نگه ندارید.
یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند .این پیام را پیش خود نگه ندارید.
امیدوارم اوقات خوبی داشته باشین میخوام معذرت خواهی کنم تا۲هفته میرم مسافرت و نمیتونم بیام نت وقتی اومدم از خجالتتون در میام
وفکر کن چه تنهاست اگرماهی کوچکی دچار آبی بیکران باشد
چه فکر نازک غمگینی
دچار باید بود
سهراب سپهری
اینکه بفهمی پناه لحظه هات یه پناهگاه دیگه داره

۱-امانت عشق
۲-یاس کبود
۳-تیبا
۴-باچشمانت میخوانم
۵-عشق وخرافات ۶-پریا
۷-عشق شیئا
۸-بیقرار
حاضری دنیاروبدی فقط یه بار نگاش کنی
بخاطرش دادبزنی بخاطرش دروغ بگی
روهمه چیز خط بکشی حتی رو برگ زندگی
وقتی کسی توقلبته حاضری دنیانباشه
فقط بدون که عاشقت عاشقی رو بلد باشه
قیدتموم دنیارو بخاطر اون میزنی
خیلی چیزارو میشکنی تادل اونو نشکنی
حاضری که بگذری از دوستای امروز وقدیم
اما صداشو بشنوی شب از میون دوتا سیم
حاضری قلب تو باشه پیش چشای اون گرو
فقط خدانکرده اون یه وقت بهت نگه برو
حاضری هرچی دوست داری بخاطرش رهاکنی
حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی
حاضری حرف قانون ساده بذاری زیر پات
به حرف اون گوش بدی و به حرف قلب باوفات
وقتی بشینه به دلت از همه دنیا میگذری
تولد دوبارته اسمشو وقتی میبری
حاضری جونتوبدی یه خار توی دستاش نره
حتی یه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره
حاضری مسخرت کنن تموم آدمای شهر
اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر
حاضری هر جا که میری بخاطرش گریه کنی
بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی
حاضری که بخاطر خواستن اون دیوونه شی
رو دست مجنون بزنی با غصه ها همخونه شی
حاضری مردم همشون تو رو بادست نشون بدن
دیوونه های دوره گرد واسه تو دست تکون بدن
حاضری اعتبارتو بخاطرش خراب کنی
کارتو به کسی بدن جات اونو انتخاب کنی
حاضری که بگذری از شهر واسه اسم و ابروت
مهم نباشه که کسی بخواد بشینه رو به روت
وقتی کسی تو قلبته یه چیز قیمتی داری
دیگه به چشمات نمیاد اگه که ثروتی داری
به خدا میبرم از شهر شما/دل شوریده و دیوانه خویش
میبرم تا که در آن نقطه دور/شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم دهم از لکه عشق/زین همه خواهش بیجاه و تباه
میبرم تا ز تو دورش سازم/زتو ای جلوه امید محال
میبرم زنده به گورش سازم/تااز این پس نکند داد وصال
ناله میلرزد٬میرقصد اشک/اه بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه ی جوشان گناه/شاید ان به که به پرهیدم من
بخدا غنچه شادی بودم/دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله اه شدم٬صد افسوس/که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست/میروم٬خنده به لب خونین دل
میروم٬از دل من دست بدار/ای امید عبس بی حاصل
فروغ فرخزاد