متا’سسسفففممم
از تمام حرفهای دو نفری
علاقهها و حرفهای عاشقانهام
و خاطرههایم از لمس پهلویت در حیاط مترو
وقتی تو منتظر بودی و به یک بوسه ختم نشد
از پولهای تلفن صرف شده که نگرانشان بودم گرفته...
تا احساسات دختر بچهی بیست سالهای
که به گرمای دستهای دور پهلویش دل بسته بود یا نبود
همه تلف شدند وقتی...
وقتی فقط به دو ساعتی فکر میکردم
که من و تو در خانه تنها باشیم.
متاسفم..............
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 18:2 توسط محمد صادق(21 ساله از قم)
|