داستان عبرت آموز
دو آتش نشان وارد جنگلی می شوند تا آتش کوچکی را خاموش
کنند . آخر کار وقتی از جنگل بیرون می آیند و میروند کنار رودخانه ، صورت
یکی شان کثیف و خاکستر است و صورت آن یکی به شکل معصومانه ای تمیز
سوال : کدامشان صورتش را می شوید ؟
اشتباه کردید ، آن که صورتش کثیف است به آن یکی نگاه می کند و فکر میکند صورت خودش هم همان طور است. اما آن که صورتش تمیز است می بیند که سرتاپای رفیقش غبار گرفته است و به خودش می گ......وید : حتما من هم کثیفم ، باید خودم را تمیز کنم.
از کتاب زهیر پائولو کوئیلو
حالا فکر کنیم چندین بار اتفاق افتاده که دیگران از رفتار بد ما و یا ما از رفتار بد دیگران به شستشو و پالایش روح خودمان پرداخته باشند و یا باشیم وقتی فرد مقابل ما مهربان و خوب و دوست داشتنی نیست یه کمی باید به خودمون شک کنیم..
سوال : کدامشان صورتش را می شوید ؟
اشتباه کردید ، آن که صورتش کثیف است به آن یکی نگاه می کند و فکر میکند صورت خودش هم همان طور است. اما آن که صورتش تمیز است می بیند که سرتاپای رفیقش غبار گرفته است و به خودش می گ......وید : حتما من هم کثیفم ، باید خودم را تمیز کنم.
از کتاب زهیر پائولو کوئیلو
حالا فکر کنیم چندین بار اتفاق افتاده که دیگران از رفتار بد ما و یا ما از رفتار بد دیگران به شستشو و پالایش روح خودمان پرداخته باشند و یا باشیم وقتی فرد مقابل ما مهربان و خوب و دوست داشتنی نیست یه کمی باید به خودمون شک کنیم..
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۰ ساعت 22:35 توسط كيارش(20 ساله از بابل)
|